آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
236
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
البته علاوه بر نقش موذيانه و رزيلانهء اروپايىها بايد از حماقت و كوتهذهنى ايرانىها و عثمانىها نيز غافل نبود . و حتى در اوايل كار يعنى « در سال 979 ه كوشش دالساندرى ، سفير ونيز كه به منظور گردآورى متحدانى براى پيمان اتحاد نظامى ، عليه دولت عثمانى ، به دربار شاه طهماسب وارد شده بود ، قرين توفيق نشد . » « 1 » ليكن همانطور كه گفتيم اين هوشيارىها مدت زمانى نپاييد و بار ديگر نظير جنگهاى شاه اسماعيل با عثمانىها ، اينبار در سال 986 ه در دوران پادشاهى شاه طهماسب و با اشتباه عثمانىها از سر گرفته شد . و تركان سرانجام طى يك سلسله جنگهاى برادركشانه ، « در سالهاى 994 تا 997 ه سراسر آذربايجان شمالى و جنوبى را تصرف كردند و دست به غارت تبريز گشودند . اين خونريزيها و شكستها و پيروزيها ، دهها سال ما بين ايران و عثمانى ، به سود دنياى غرب ادامه داشت « در اين عصر ، عقده گشايىهاى فراوان شده . » نسخهء خطى كتابى نشان مىدهد ، در اوايل كار ، قزلباشهاى صفوى با تيغ در خيابانها راه مىافتادند و دسته جمعى فرياد مىزدند : بر عمر لعنت باد ، بر ابوبكر لعنت باد ، رهگذران و كسبهاى كه آنجا بودند بايد در جواب مىگفتند : بيش باد ! هركس ترديد مىكرد ، بلافاصله كارد قزلباش شكمش را سفره مىكرد و از ترديد بيرونش مىآورد . اكنون ما مسلما اين كار را يك وحشىگرى تلقى مىكنيم ، اما از نظر
--> ( 1 ) . تاريخ ديپلماسى ايران ، صفحه 84 .