آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
231
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
گيرند . » « 1 » اگر كسى بخواهد پى به دروغ بودن سيادت صفويه ببرد بايد كتاب شيخ صفى و تبارش نوشتهء احمد كسروى را بهطور كامل مطالعه كند ، اما پاسخ اينكه كسروى مىگويد : « من نمىدانم سيد بودن و نبودن شاهان صفوى چه هنايشى در تاريخ ايران تواند داشت » را مىتوان چنين داد : « تصوف در تاريخ اسلامى دو بعد متضاد دارد ، يكى بعد منفى ، گوشهگيرى و عقبنشينى از زندگى و زهدگرايى ، يكى قطب گستاخى و هجوم و شهامت و مبارزهجويى . فرزندان شيخ صفى از اين صنف بودند ، با يك روح " جوانمردى " و " فتوت " ، و به معناى تاريخى كلمه " عيارى " سنتى ايران كه با تصوف اسلامى ايران پيوند خورده بود و شيوهاى را پديد آورده بود كه حتى در ميان عياران يا جوانمردان اهل تسنن نيز رسوخ يافته بود ، على بن ابيطالب به عنوان مظهر محبوب آن به شمار مىرفت . اين گرايش سنتى مذهبى ، نيروى اجتماعى بسيار بزرگ و مؤثرى را تشكيل داده بود ، اين نيرو بهخصوص با قهرمانان نظامى ، چون شاه اسماعيل جوان ، و سلحشوران قزلباش ، يك قدرت رهبرى مهاجم را به وجود آورد . اين قدرت رهبرى و نظامى به بزرگترين ذخيرهء انرژى اجتماعى و فكرى و روحى كه در متن توده و عمق وجدان جامعهء ايران است دست يافته بود ، و آن مخزن سرشار و انفجارىاى بود از مجموعهء نفرتها و كينههايى كه در طول 10 قرن در وجدان جامعهء شيعى و تودهء شهرى و روستايى نسبت به حكومتهاى
--> ( 1 ) . شيخ صفى و تبارش ، احمد كسروى ، صفحات 3 الى 6 .