آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

223

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

هلاكو و زوجهء او را نجات‌دهنده و ياور خود مىپنداشتند . مخصوصا اين جماعت چنان‌كه در پيش هم گفتيم سعى داشتند كه قدرت مغول را به نفع خيالات مذهبى خود به كار وادارند و به عيسويان كه در شام و مصر با مسلمين در جهادند كمك برسانند و اسلام را يكباره از آسيا و آفريقا براندازند . هجوم مغول به شام و مصر نيز براى انجام همين طرح بود . مخصوصا كيتوبوقا پس از استيلا بر دمشق شروع به تبديل مساجد آن شهر [ به ] كليسا كرد و اگر جسارت و كفايت مصريان در عين جالوت نبود مغول آخرين پناهگاه اسلام يعنى فلسطين و آفريقاى شمالى را هم مسخر مىنمودند . با پافشارى كه در همان ايام صليبيون عيسوى در قلع ريشهء مسلمين داشتند ديگر مشكل بود كه اسلام جانى بگيرد و در ميان اين دو دشمن متعصب كينه‌ورز قد علم كند . » « 1 » پس از هلاكو پسران و اعقاب او وكلا مغولان و ايلخانان يكى پس از ديگرى حكومت مىكنند تا اين‌كه در سال 694 با ورود غازان خان به تبريز و صدور فرمان رسمى توسط او ، اسلام از آن پس دين رسمى دربار و كشور مىشود . و اين‌بار به دستور او تمام كليساها و آتشكده‌ها و بتكده‌ها داغان مىشود . در سال 756 با مرگ آخرين ايلخان مغول يك ربع قرن فترت و خانخانى بر ايران مستولى مىشود . سپس باحملهء تيمور مقارن با سال

--> ( 1 ) . تاريخ ديپلماسى ايران ، محمد على مهميد ، ص 76 .