آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

222

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

فراهم مىساختند . از طرفى ديگر خلافت اسمى بنى عباس در بغداد به‌جا بود و با اين‌كه خليفه هيچ‌گونه اقتدار و اعتبارى نداشت باز چون بر مسلمين رئيس و امير المؤمنين شناخته مىشد صاحب نفوذ روحانى به شمار مىرفت و ممكن بود كه به وسيلهء اشاره و صدور حكم ، بعضى از امراى مطيع را به اسم حفظ خلافت و دفاع از اسلام به‌جنبش بياورد . از اين دو امر گذشته مصر و شام هنوز به‌دست سلاطين ايوبى بود و مغول مجال نكرده بودند بر آن نواحى استيلا يابند و سلاطين اين دو ناحيه هم به شرحى كه سابقا گفتيم از مدتى پيش گرفتار كشمكش با عيسويان اروپا و صليبيون بودند و با اقوام فرنگ جهاد مىكردند . » « 1 » و جالب توجه است كه مادر هلاكو عيسويى است به نام « سرقوىتى » و همسر هلاكو نيز به نام « دوقوز خاتون » باز عيسوى و صليبى است . و هلاكو « با لشگريانى كه اكثرشان از طوايف عيسوى مغول يعنى از اقوام كرائيت و نايمان و ايغور بودند در آخر سال 651 به طرف ايران حركت » « 2 » مىكند . و اسماعيليه علىرغم اين‌كه در عهد سلطان جلال الدين به غلط عامل آسانى كار مغولان مىشوند ، ليكن در اين زمان علم طغيان و خروج از فرمانبردارى برداشته‌اند . هلاكو علىرغم اينكه خود مذهب بودايى دارد ، بر اثر نفوذ زنش در همه‌جا براى عيسويان كليسا مىسازد و ارامنهء آذربايجان و ارمنستان و كلا عيسويان ايران كه از استيلاى مسلمين هيچ‌وقت خشنود نبودند ،

--> ( 1 ) . تاريخ مفصل ايران ، عباس اقبال ، ص 482 - 483 . ( 2 ) . همان مأخذ .