آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
221
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
در سال 596 تبديل به بزرگترين قدرت حاكم بر ايران و ماوراء النهر شدند كه بلاى خانمانسوز و تاراج وحشىهاى مغول به ايران آغاز گرديد ( سال 616 ) و در سال 629 بر اثر شكست نهايى جلال الدين خوارزمشاه ، ايران دربست تحت انقياد خونخواران مغول درآمد . پس از چنگيز اوگتاى قاآن پسر او جانشينش شد و همينطور تا رسيد به هلاكو و حملهء او به ايران و آسياى غربى و تاراج مردم ستمكشيده . هلاكو خان كه از سياستمدار و فقيه و دانشمندى چون خواجه نصير طوسى مدد مىگرفت ، توانست فرقهء اسماعيليه را قلع و قمع و منقرض كند و همچنين خلافت بنى عباس را . در همين زمان و پيش از حملهء مغولان به سرزمينهاى فتح نشدهء مسلمين است كه دو برادر ونيزى ، مافيوپلو و نيكوپولو به دربار قوبيلاى قاآن ، كه بر چين و آسياى دور فرمان مىرانده راه يافتند و باب تجارت را در ظاهر گشودند و در باطن ماركوپولو حامل پيام مخصوص پاپ ، رهبر دنياى مسيحيت بود . و به قول مرحوم اقبال : « با اينكه مغول بيشتر ممالك اسلامى را در زير سم ستور خود پايمال كرده و مردم آن را به قبول اطاعت وادار نموده بودند هنوز در قسمت غربى آسيا اسلام چنانكه بايد مغلوب نشده و مراكزى وجود داشت كه مغول تا اين تاريخ نتوانسته بودند بر آنها دست يابند . از يك طرف در تمام قهستان و رودبار الموت و درههاى جنوبى سلسلهء البرز فدائيان اسماعيلى قلاع مستحكمى داشتند كه پناهگاه جماعتى مجاهد خنجرزن بود و اين جماعت . . . از يك قرن و نيم قبل در اين حدود قوت و قدرتى داشتند و پيوسته اسباب آزار و زحمت مخالفين خود را