آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
219
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
جنوبى درياى خزر و رى و اصفهان و يزد حكومت كردهاند . همچنين آل بويه از 322 تا 447 هجرى بر قسمت اعظم ايران كنونى ( به جز بخشهاى بزرگى از خراسان و سيستان و بلوچستان ) و بين النهرين حكمرانى داشتند . دليل زوال همهء اينها ، اختلافاتشان با يكديگر و نيز فريب و دسايس و وعده و وعيدهاى خلفاى بغداد بود ، كه بهطور مثال طاهريان را صفاريان ، و صفاريان را سامانيان منقرض كردند يا به حال انقراض كشاندند . در حالىكه قريب يكصد سال خلفاى بغداد تحت سلطهء ديلميان يا آل بويه بودند . ليكن شرايط زمانه چه بود كه آنها را به كلى از بين نمىبردند ، بر ما معلوم نيست . اما چيزى كه واضح است ، اينكه ايرانيان تا اواسط قرن پنجم هيچگاه نتوانستند بهطور يگانه و مجزا حكومتى سراسرى و مستقل و فراگير در تمام بخشهاى ايران شناخته شدهء آن دوران بوجود آورند . تصور بعضى از مورخين بر اين است كه همين كشمكشهاى از سر ناآگاهى بين ايرانيان باعث شد كه نيرويشان تحليل رود و تركان ساكن ماوراء النهر و سرزمين غز به مرور به ايران آمده و عنان كار را در دست گيرند . تركان غزنوى از 366 تا 432 بر ايران مسلط و فرمانروا بودند . امپراطورى آنان شامل قسمتهاى شمالى و مركزى و شرقى ايران كنونى به علاوهء بخارا و مرو و هرات و غزنين روى كار آمد . پس از آن كه غزنويان از تحرك و پويايى خود افتادند ، تركانى جوانتر و ماجراجوتر يعنى سلجوقيان ، دولتى تشكيل دادند كه از تركستان تا بحر روم گسترش داشت . در زمان آنان پروندهء جنگهاى ايران و روم