آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
218
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
از اين مسأله كه خلافت اعراب اموى و عباسى پايهها و ستونهايش با همان مصالح امپراطورى ساسانى بنا نهاده شده بود و به همين خاطر است كه هركه از ايرانيان با هر مرام و عقيدهاى و به قول خلفاى بغداد ، اباحى و قرمطى و مزدكى و حشاشى و اسماعيلى و علوى و شعوبى و طاهرى و صفارى و . . . كه خروج كرد و شعارى بر خلاف خلفا داد با حمايت مردم محروم و ستمديده روبرو شد و اگر كفايت داشت كارش هم گرفت و در گوشهاى از سرزمين پهناور ايران حكومتى و دستگاهى بهراه انداخت و چندى خود و اخلاقش با استقلالى نيمبند روزگار گذراندند و البته بعد از ماجراى تلخ و بد عاقبت طاهر ذو اليمينين و يعقوب ليث هيچيك ناپرهيزى نكردند و نام خليفه را از خطبهها حذف نكردند . طاهريان اولين سلسلهء كوچك ايرانى بودند كه از سال 208 تا 259 هجرى بر بخشى از ايران قديم ، شامل خراسان فعلى و سيستان و بلوچستان و كرمان و نيز بخارا و مرو و بلخ و هرات حكومت مىكردهاند . بعد از ايشان صفاريان از 257 تا 298 هجرى علاوه بر قسمت اعظم ايران كنونى ( و نه ايران ساسانيان ) همچنين بر بخارا و مرو و بلخ و هرات حكم مىراندهاند . سپس نوبت به اقتدار سامانيان مىرسد تا از 289 تا 389 هجرى بر سرزمينى شامل خراسان فعلى و بخارا و اطراف درياچهء آرال و كلا ماوراء النهر سلطه داشته باشند . همزمان با سامانيان سلسلههاى كوچكترى از اقوام ايرانى نظير آل زيار از سال 316 تا 443 هجرى بر قسمتهايى شامل كرانههاى