آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
208
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
عباس نيز كه خود مصمم بود سفيرى از راه هندوستان به دربار فيليپ سوم پادشاه اسپانيا روانه كند با پيشنهاد آنتونى شرلى موافقت كرده و بر آن مىشود كه سفيرى به دربار تمام پادشاهان عيسوى مذهب اروپا بفرستد و حسينعلى بيگ بيات را براى بستن معاهدات سياسى بر ضد تركان عثمانى به كشورهاى اروپا و از آن جمله به اسپانيا مىفرستد و برادر كوچكتر رابرت شرلى با پانزده تن از همراهان انگليسى خود در ايران مىمانند . رابرت شرلى كه در وقت ورود به ايران نزديك به هيجده سال بيشتر نداشت ، جوانى بود پرهيزگار و مؤدب و دلير و صاحب عزم و با همين صفات پسنديده محبت شاه عباس را به خود جلب كرد و شاه عباس او را به فرماندهى دستهاى از سپاه ايران گماشت و به جنگ سپاه عثمانى فرستاد . رابرت شرلى در اين مأموريت كمال شجاعت و صداقت را نشان داد و سه بار مجروح شد و بههمين سبب شاه عباس به او تاج مخصوص قزلباش اعطا كرد و اجازه داد كه لباس ايرانى بپوشد و با دختر يكى از بازرگانان چركسى موسوم به اسماعيل خان كه ترزا نام داشت ازدواج كند . پس از آن چون از برادرش سر آنتونى خبرى از اروپا نرسيد ، شاه عباس دو مرتبه او را به سفارت اروپا فرستاد . ولى پس از سفر دوم و بازگشت به ايران به عللى مورد خشم و بىمهرى آن پادشاه واقع شد و در نتيجه گرفتار اندوه و ملال فراوان گرديده و سرانجام در ماه شوال 1036 هجرى قمرى ( 13 ژوئن 1598 م . ) در قزوين درگذشت و او را در برابر خانهاش به خاك سپردند . سر آنتونى شرلى با آنكه در واقع سمت راهنمايى حسينعلى بيگ را داشت ، از هرجهت با سفير قزلباش برابر بود . زيرا شاه عباس به او