آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

209

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

نيز اعتبارنامه‌هاى مخصوصى داده بود و آن‌طور كه از محتوى اين اعتبارنامه‌ها برمىآيد مىتوان گفت كه در حقيقت ايلچى واقعى سر آنتوان شرلى بوده است ، چنان كه او خود نيز چنين مىپنداشت و ما هم در ضمن وقايع آينده خواهيم ديد . حسينعلى بيگ و سر آنتونى شرلى و همراهان روز پنجشنبه پانزدهم ذيحجه 1007 ه ق از اصفهان بيرون آمده و پس از يك ماه مسافرت از راه كاشان و قم و ساوه و قزوين به كنار درياى خزر مىرسند و با كشتى راه روسيه را پيش گرفته و پس از تحمل مشقات فراوان به بندر هشترخان رسيده و از آنجا عازم مسكو مىشوند . در مسكو به سر آنتونى شرلى خوش نگذشت زيرا تزار روسيه تنها حسينعلى بيگ را سفير شاه عباس شمرد و به وى اجازه داده نشد كه از بازرگانان انگليسى آن شهر ديدن كند . شرلى هم از بدرفتارى تزار آزرده‌خاطر بود روزى كه تزار هيئت سفيران را بار داد وى به حضور نرفت و بدين واسطه بدبينى تزار نسبت به دو بيشتر شد و دستور داد تا تمام نامه‌هايى را كه شاه عباس براى ديگر پادشاهان اروپا داده بود از او گرفتند و خواندند و اين طرز رفتار براى شرلى كه خود را ايلچى واقعى شاه عباس محسوب مىداشت بسيار ناگوار آمد . به هر تقدير سفيران ايران پس از شش ماه از مسكو خارج شدند و در بندر آرخانگلسنك از بنادر شمال روسيه به كشتى نشسته و از طريق اقيانوس منجمد شمالى و سواحل نروژ عازم آلمان شدند . رودلف دوم امپراطور آلمان كه آن زمان در بوهم ( Boheme ) بود از ايشان با شكوه و جلال بسيار پذيرايى كرد . از اينجا سفيران شاه عباس با همراهان خود به نورنبرگ از شهرهاى دوك‌نشين باوير و از آنجا به