آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

190

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

رابرت شرلى بالاخره به هر مرارتى بود خود را در تاريخ اول اكتبر 1611 ( 2 شعبان 1020 ) با زوجهء محبوبه‌اش به مولد اصلى خويش در انگلستان رساند و كمى بعد به حضور جيمز اول پادشاه اين مملكت بار يافت و نامه‌هاى شاه عباس را رساند و پيشنهادهايى را كه او در باب امور تجارتى كرده بود عرضه داشت . شرح اقامت رابرت شرلى در انگلستان كه قريب يكسال و نيم به طول انجاميده و مذاكراتى را كه در آنجا كرده و مشكلاتى كه با آنها روبرو شده از موضوع مقالهء ما خارج است به‌همين جهت در اينجا در بيان اين قسمت داخل نمىشويم . رابرت شرلى و خانمش در پائيز سال 1614 ( شعبان 1023 ) با كشتى به ساحل ولايت سند در هندوستان رسيدند و به شهر تته ( تهته ) رفتند . در اينجا پرتغاليان مقيم شهر جمعى از مردم را برانگيختند تا خانهء او را به ضرب توپ از جا بركنند . شرلى و همراهان او مقاومت كردند و در نتيجه يكى دو تن از كسان او كشته شدند و به خود او نيز صدماتى وارد آمد ، ناچار از آنجا عازم اگره شد و سال بعد در ماه اوت ( شعبان 1024 ) بعد از آنكه نزديك به شش سال از ايران غائب بود به اصفهان رسيد . شاه عباس از راه لطف شب اول ورود شرلى به پايتخت او را در خوابگاه سلطنتى جا داد و خيال شرلى اين بود كه بعدها در اصفهان مقيم بماند ليكن كمى بعد شاه به او تكليف كرد كه به سفارتى ديگر به اروپا برگردد . هرقدر رابرت شرلى ابا نمود و ناساز بودن خود و زنش را بهانه نمود نتيجه نداد و اين در موقعى بود كه شاه عباس جزاير بحرين و كيش و بندر جرون را از چنگ پرتغاليها ( كه در اين تاريخ