آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
191
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
رعاياى فيليپ ششم پادشاه اسپانيا محسوب مىشدند ) درآورده و در خيال تصرف هرمز بود . فيليپ ششم از شاه عباس خواسته بود كه از فتوحات سابق خود در جزاير و سواحل خليج صرفنظر كند و شاه عباس هم به اين اميد كه فيليپ ششم با عثمانى داخل جنگ شود وعدهء قبول تقاضاهاى پادشاه اسپانيا را به سفير او داده بود و براى تأييد اين نظر و تشكيل اتحاديهاى از پاپ و سلاطين عيسوى اروپا برضد سلطان عثمانى رابرت شرلى را به سفارت مجدد مىفرستاد . رابرت شرلى بالاخره به قبول اين سفارت حاضر شد و وقتىكه خبر قبولى او به شاه عباس رسيد به قدرى قرين مسرت گرديد كه به سر خود قسم ياد كرد كه شرلى هرچه از او بخواهد به او بدهد . رابرت شرلى تقاضا كرد كه يكى از آباء طريقهء كرملى را با او همراه سازد و شاه از دو تن آباء كرملى كه از رم براى انجام دادن وظايف دينى به اصفهان آمده بودند و يكى جان ثادؤس « 1 » و ديگرى رديمپ « 2 » نام داشت دومى را به اين مأموريت برگزيد و فرمان ذيل را كه اصل آن در جزء اسناد مذهبى آباء كرملى در رم ضبط است به صحه و مهر خود به تاريخ رمضان 1024 صادر نمود : « الملك لله فرمان همايون شد آنكه چون پادريان عظام كرام عمدة الزهاد المسيحيه پادرى جوان و پادرى رديمتو از جانب فرنگستان بهخدمت نواب همايون اعلى آمده در اين ديار
--> ( 1 ) . John Thaddeus ( 2 ) . Fr . Redempt