آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

177

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

پادشاه عاليجاه ، هميشه [ باب ] مكاتبات دوستى آئين مفتوح گردانيده مجارى احوال خيرمآل ، كه موجب مسرت و خوشحالى احبا و دوستان است قلمى نمايند ، و هرگونه خدمتى كه بوده باشد ، رجوع نمايند كه سرانجام داده شود ، زياده چه نويسم . . . » « 1 » . شرلى با همراهان در همان ماه رمضان 1024 هجرى از راه هرمز و هندوستان عازم اروپا گشت و از جانب شاه عباس مأمور بود كه با مأموران پرتغالى هرمز و هند نيز مذاكراتى كند و قراردادهاى دوستانه منعقد سازد . زيرا به‌طورى كه در صفحات آينده خواهيم گفت ، دولت ايران در سال 1022 هجرى بندر گمبرون ( بندر عباس كنونى ) را ، كه از پايگاه‌هاى نيرومند دريايى پرتغاليان در ساحل ايران بود ، با برخى قلاع ديگر در كنار خليج فارس از ايشان گرفته بود ، و بدين سبب عمال پرتغالى دولت اسپانى در جزيرهء هرمز و حوزهء حكمروائى خويش با اتباع و سوداگران ايرانى بدرفتارى بسيار مىكردند . در هرمز رابرت شرلى حكمران پرتغالى قلعه را راضى كرد كه تا نتيجه سفارت و مذاكرات او با پادشاه اسپانى معلوم نشده است ، دست از مخالفت و دشمنى با دولت ايران بردارد ، ولى در بندر پرتغالى گوا ( در هندوستان ) ، به عقد قرارداد دوستانه موفق نشد ، زيرا پرتغالىها مىخواستند كه دولت ايران آنچه از متصرفات قديم پرتغال در خليج فارس گرفته است ، مانند جزائر بحرين و بندر گمبرون و برخى بنادر

--> ( 1 ) . از مجموعهء مراسلات شاه عباس ، در كتابخانهء ملى شهر ناپولى ( ناپل ) در ايتاليا .