آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
173
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
آورده همواره حقايق حالات و اخبار آنها را عرض نمايند و مطالب كه داشته باشند عرضه داشت نمايند كه به انجاح شرف و اسعاف مقرون است . تحريرا فى جمادىالثانى سنهء 1017 . » سر آنتونى شرلى پس از آنكه خبر فرماندهى خود را در نيروى دريايى اسپانى براى شاه عباس فرستاد ، در سال 1016 هجرى سفرى به بندر ناپولى ( ناپل ) از بندرهاى ايتاليا كرد ، و عضو شوراى دولتى آنجا شد « 1 » ، سپس در سال 1019 هجرى ( 1610 ميلادى ) به شهر مادريد بازگشت و در آنجا ، چنان كه پيش از اين گفته شد ، با برادر خود « رابرت شرلى » كه از جانب شاه عباس به دربار فيليپ سوم رفته بود ، مصادف گشت و با وى از در دشمنى و مخالفت درآمد . از آن پس تا بيست و پنج سال از او اطلاع كاملى در دست نيست . همينقدر مىدانيم كه حقوقى از پادشاه اسپانى مىگرفته و با فقر و تهىدستى
--> ( 1 ) . آنتونيو شرلى در « ناپولى » نايب السلطنهء پادشاه اسپانى كنت دوبنوئنت Conte de Benavent را تحريك كرد كه با شاه عباس از در مكاتبه درآيد و از وى درخواست كند كه ابريشم ايران را بهجاى خاك عثمانى از راه هرمز به اسپانى فرستد . كنت نيز در اين باره نامهاى به شاه عباس نوشت و به وسيلهء دومىنيكو استروپن كشيش به دربار ايران فرستاد . شاه نيز به حاتم بيگ اعتماد الدوله دستور داد به نايب السلطنهء ناپولى جواب دهد كه با پيشنهاد او موافقت و براى اينكه حسننيت خود را نشان دهد همراه آنتونيو دوگوهآ آودنگيزبيگ روملو كه به سفارت به اسپانى مىروند آنچه ابريشم متعلق به شخص وى در اصفهان موجودست به اروپا مىفرستد تا خطر اين كار نخست متوجه شخص وى باشد و بدينوسيله سوداگران ايران اطمينان پيدا كنند و ابريشم خود را از راه هرمز به فرنگستان فرستند . سپس دستور داد آنچه ابريشم در اصفهان موجود بود باربندى كنند تا همراه سفيران فرستاده شود . . . » ، سفرنامهء گوهآ ، ص 467 و 468 .