آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

17

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

حركت از انگلستان سر آنتوان چون شنيد كه دوك فرار بناى جنگ و جدال را با پاپ گذارده و نيز مىدانست كه دوك شخص جوانمردى است و در اين مورد محتاج و ناچار مانده به پادشاه فرانسه متوسل شده است كه او چند نفر سركردهء خوب براى او بفرستد . بنابراين سر آنتوان اين موقع را غنيمت شمرد كه خدمات خود را به دوك تكليف نمايد و به اين قصد از خاك انگليس عزيمت نمود . ما يعنى همراهان او از يك بندر كوچك ولايت اسكس به كشتى نشسته روانه شديم و روز بعد رسيديم به فلشنگ كه در هلند واقع است و لرد سيدنه حاكم آنجا از ما پذيرايى خوبى كرد . همچنان در ميدلبورگ تجار انگليسى مهمان‌نوازى نمودند . از آنجا روانه شديم به سمت شهر دوئه كه كنت موريس در آنجا مسكن داشت او هم از ما پذيرايى ملوكانه نمود . يك دسته سوار با ما همراه كرد كه ما را از ميان مخاصمين به امنيت عبور داده به كان رسانيده و از آنجا از ما مفارقت نمودند . از كان كالسكه و