حسين زمانى
7
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
به قتل رسانيد . « 1 » بدين ترتيب « بيگ جان » مرو را از دست آخرين بازماندگان ايل قاجار خارج ساخته و سلطه خود را بر آنجا اعمال كرد . آقا محمد خان قاجار در پى فرستادن نامه براى شاه زمان و محمود ميرزا به جهت تخليه بلخ و هرات از قواى افغانى ، نوشتهاى نيز براى بيگجان فرستاد و پس از برشمردن مزاياى حسن همجوارى و ادعاى مالكيت ايران تا كرانههاى جيحون ، او را به بيرون رفتن از سرزمينهاى اشغالى نصيحت كرده و اضافه نمود : « . . . ما نيز به حدود و ثغور قديمهء ايران قانع شويم و از آنسوى جيحون فراتر نخواهيم . . . » « 2 » . به شهادت تمام مورخين دورهء قاجار ، بيگجان از اين موضوع سخت به هراس افتاد و مرو را تخليه نمود و در فكر باز پس دادن اسرا و غنايم و ارسال هدايا بود . « 3 » امّا اخبار سرزمينهاى شمال غربى و حركت لشكريان روس به سمت گرجستان و آذربايجان مجال نداد تا اين شهريار سختكوش به مقصود نايل شود . پس از درگذشت بيگجان پسر ارشدش حيدر توره به جاى پدر امير بخارا شد و دومين پسر يعنى ناصر الدين در مرو نشست . احتمالا بايستى در اينزمان مرو براى بخارائىها اهميت ويژهاى مىداشت كه مقر وليعهد شده بود . با استقرار اولين شاهزادهء قاجار - محمد ولى ميرزا به عنوان والى - در خراسان ، بازماندگان بيگجان احتمالا در اين فكر بودند كه ممكن است والى خراسان نيات نياى خود را نسبت به مرو در سر داشته باشد . امّا پيش از هرگونه اقدامى از طرف والى خراسان ، بين حيدر امير بخارا و برادرش ناصر الدين حاكم مرو اختلاف افتاد بهطورىكه امير بخارا به مرو لشكر كشيد و بند آن را خراب كرد . « 4 »
--> ( 1 ) . بامداد ، مهدى : شرح حال رجال ايران ، ج 3 ، ص ، 395 . ( 2 ) . روضة الصفاى ناصرى ، ج 9 ، ص ، 283 . ( 3 ) . همان ، ص 284 . / سپهر : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص ، 46 . / اعتماد السلطنه : منتظم ناصرى ، ج 3 ، ص 1433 . / اعتضاد السلطنه ، على قلى ميرزا : اكسير التواريخ ، به اهتمام : جمشيد كيانفر ، تهران ، ويسمن ، 1370 ، ص ، 50 . ( 4 ) . منتظم ناصرى ، ج 3 ، ص 1490 .