حسين زمانى
57
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
آخر الامر گفتند كه اگر خليفه بعد از اين در اين باب گفتگو نمايد شب بر سر خانهء او ريخته او را مىگيريم ، با اوراق خواجه و ايلچيان بخارا اموال ايشان را به غارت برده و خود ايشان را به اورگنج مىفرستيم ، و اهالى بخارا را وجه مصالحه با خان اورگنج قرار مىدهيم . خليفه هم معطّل مانده ، اهالى بخارا نيز واهمهء كلى نمودند . هر شب در جائى بودند و قرار دادند كه اسرا را هم مىفروشيم . در اين ميانه هرچند مردم از دوست و آشنا از اين فدوى خواهش نمودند كه شما رضا بدهيد غلامان باج بدهند ، اصلا قبول نكردم . به همين كشاكش هشت روز در مرو مانديم . روز نهم همان تركمانى كه به بخارا خدمت امير فرستاديم ، رفتن و آمدنش پانزده روز طول كشيده عنايتنامه را سركار امير بهجهت اين فدوى آورد كه آق سقالان تركمان و اوراق خواجه و خليفه احدى از تركمانيه متعرّض اسرا نشوند و يك دينار پول هم نگيرند . روز شنبه كه هفدهم ماه شعبان بود بعد از اينكه تركمانيه كاغذ امير را خواندند ساكت شدند و روانه شديم خود خليفه با يك پسر و پنجاه سوار تا يك منزل مشايعت اين فدوى آمدند و اوراق خواجه حاكم آنجا نيز تا نيم فرسنگ مشايعت نمود . آنچه فدوى به خليفه تعارف نمودم ، يك طاقه شال خوب و پنج گيروانكه چاى و پنج كلّه قند ارسى و به پسرش يك دوربين خوب و يك جبّه و يك قبضه نيزه يراق نقره با سرنيزه جوهرى . منزل ثانى خليفه خود مراجعت كرده پسرش همراه ما الى سرخس آمد . به علت بىآبى كه بهجز يك چاه شور آبى ندارد ، دو شب و يك روز لا ينقطع مال رانديم تا به سرخس رسيديم . خان ساعت كه قافله را مىگذراند و به بخارا مىبرد و مىآورد ، تمام جمعيت ما را يك شب و يك روز مهمانى نمود . هنگام حركت پنج تومان با يك جبّه و يك قبا و يك كارد جواهردار و يك دست يراق شمشير به او