حسين زمانى
56
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
گفتم بلى قرار چنين باشد ، شما هجده نفر اسير از سمت ارض اقدس بردهايد ، آنها را بياوريد و چند نفر از كدخدايان شما بيايد خدمت جناب آصف الدوله ، در آنجا استدعا از ايشان مىكنم اسراى شما را مرحمت نمايد . قرار بر اين شد ، وارد مرو كهنه شديم . در بيرون قلعه منزل كرده شب در آنجا توقف نموده فردا پسر خليفه با كدخدايان مرو به استقبال ما آمده وارد مرو نو شديم . فدوى با منبقه خود و اسرا در خانه خليفه مهمان شديم و اهالى به خانه به نزد اوراق خواجه به قلعهنو - كه نياز محمد باى ساخته و از خانه خليفه تا آنجا نيم فرسنگ است - منزل كردند . خليفه با جمعى كدخدايان تركمانيه از تكه و ساروق و سالور به ديدن فدوى آمده اظهار بندگى و جانفشانى نسبت به اولياى دولت قاهره نمودند . چاى و حلويات و ناهار براى ايشان آوردند . بعد از امضاى اين مقدمات در مرو نو تفصيل استخلاص غربا و اطلاق اسرا را در عريضه مسطور داشته دوازده طلا به تركمانى داده روانهء ارض اقدس نموده كه عريضهجات را حاجى قاسم تاجر طهرانى به دار الخلافه خدمت اولياى قاهره رسانيد . بعد از دو روز گذشته كدخدايان ساروق و سالور آمدند كه بايد غلامان مستخلص باج بدهند ، از قرار نفرى چهار طلا كه چهار هزار طلا باشد . همهمه در ميان اسرا افتاده نزديك بود كه متفرق شوند . بعضى را استمالت و بعضى را اطمينان دادم ، بعد آدم به نزد اوراق خواجه كه حاكم است فرستادم كه اين چه معنى دارد . سركار امير قرار دادهاند كه هيچيك از اين اسرا دينارى به احدى باج ندهند و كسى مزاحم اينها نشوند . جواب حاكم آمد كه به حرف من گوش نمىكنند ، هرچه سعى مىنمايند كسان من كه اينها ترك هرزگى كنند ، نصيحتپذير نمىشوند . خلاصه با خليفه و اراض خان تكه و بعضى از كدخدايان در اين باب گفتگو كرديم و خليفه با اراض خان هم سعى بسيار كردند كه مردم دست به اين كار نزنند ، اجامره و اوباش قبول نكرده آنچه خليفه در قوه داشت سعى كرد ، بهجايى نرسيد .