حسين زمانى
52
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
و سمرقند بودند آنها را با بيست و شش نفر اسير كه پنج نفر آن سادات بودند و براى سلامتى وجود مبارك قبلهء عالم روحنا فداه خريده بودم و مطلق العنان نموده بودم ، آماده و مهيّا داشتم و ما بقى هم از اطراف داخل شهر بخارا شده قريب يكهزار و كسرى اسير جمع شدند . چون قرار اينست كه از اسرا هركس كه از آب آمويه بگذرد نفرى پنج طلا بدهند و از آب عبور نمايند ، بدين جهت سالى يك دو نفر بيش استعداد گذشتن ندارند . لهذا به سركار امير عرض كردم كه يك نفر از كسان خود همراه فرمائيد كه اينها را از آب گذرانيده كسى متعرض نشود . يك نفر عاشوربيگ نام محرم با عنايتنامه از سركار امير گرفتيم كه از بخارا همراه ما آمده تمام اسرا را از آب آمويه بگذراند كه احدى مزاحم احوال آنها نشود . هركدام كه قدرت و استطاعت داشتند مال سوارى جهت خود ترتيب داده و هركس كه قدرت نداشت اين فدوى جهت آنها مال كرايه نموده و اشخاصى كه زن و عيال داشتند بهجهت آنها كجاوه ترتيب داده ، آب و اخراجات آنها را مهيّا نموده تمامى را از دريا گذرانيدم . روزى خلعت و انعامى از سركار امير آوردند كه تفصيل آن در عريضه على حده عرض خواهد شد . بعد از آوردن خلعت و انعام خدمت سركار امير رسيده و مرخصى حاصل كرده ، مهماندارى تا چهارجوى همراه ما معيّن نمودند و عاليجاه سبحانقلىبيگ كه منصب اميرآخورى دارد با هدايا و پيشكش روانهء دولت علّيه نمودند ، و ملّا ابو القاسم كه پيشخدمت امير است به دولت انگريز روانه نموده ، او و عاليجاه يوسف ولف پادرى هر دو را به اين فدوى سپرده از بخارا بيرون آمديم . تفصيل حركت فدوى از بخارا و مراجعت به دار الخلافه يوم شنبه 17 شهريور رجب المرجب از بخارا نقل مكان نموده به جرق