حسين زمانى

24

سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )

فيروزى مطلع شاهنشاه اسلام‌پناه خلد اللّه ملكه و حسن اهتمام جناب اجل اعظم دام مجده ديديم ، امنيت و آسايش طرق و شوارع به‌حدّى بود كه اگر يك نفر فريد و وحيد با آلاف و الوف از وطن مألوف حركت نمايد صحيحا و سالما به زيارت مقصود مشرّف خواهد شد . منّت وافر خداى را كه اين نام نيك كه موجب آسايش عباد و رفاه بلاد بامر الدهور در اين دولت جاويد باقى ماند و عموم خلايق تا بناى زيارت در دهر يافت ، از اين فيض عظمى بهره‌مند و دعاگو خواهند بود . منزل بيستم كاروانسراى زعفرانيه كه هفت فرسخ است وارد ، اهل آنجا هم آسوده حال بودند . رباطى در آنجا از عهود سالفه بنا نهاده‌اند كه به آن رزانت و متانت و وسعت رباطى به‌نظر نرسيده است . از شدت دخول و خروج و به‌سبب مرور اعوام و دهور روى به خرابى نهاده است . بطورىكه اگر تعمير نشود عنقريب خراب خواهد شد . منزل بيست [ و ] يكم حسين آباد كه هشت فرسخ است وارد ، به‌سبب هوا و گذران زياده از حد به آسايش گذشت . از آنجا به نيشابور كه پنج فرسخ است وارد و در كاروانسراى خارج شهر منزل نموديم . نتيجة الامراء العظام محمد وليخان برادرزادهء جناب آصف الدّوله كه حاكم آنجا بود يك روز ما را نگاه داشت و اهالى آنجا نهايت رضامندى از حاكم داشتند و از خارج و داخل مذكور شد كه به‌طريق كدخدايى و اهليّت با مردم سلوك مىنمايند . خليل خواجه به اين فدوى گفت كه از سركار محمد وليخان خواهش چند دانه فيروزه براى من بكن . فدوى حسب الخواهش مشار اليه اظهار نموده ، پانزده دانه فيروزهء مناسب به‌جهت او فرستادند ، و جناب اشرف القضاة قاضى ما را ديدن نموده اصرار زياد كرد كه ما را مهمان نمايد ، راضى به دعوت جناب قاضى نشديم . منزل بيست [ و ] سيوم قدمگاه كه پنج فرسخ است در كاروانسرا منزل نموده در وسط راه قبل از رسيدن منزل ، ريش سفيدان تكّه مرو و ساروق و سالار [ سالور ] را ديديم كه به‌همراهى ملك التجار روانهء دربار بوده‌اند . اراض خان كه آق سقال و ريش سفيد آن‌ها بود همراه داشتند . از تعاقب آنها سوارى از جانب جناب