حسين زمانى
25
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
آصف الدوله رسيد . مذكور ساخت كه يك قبضه شمشير از جناب آصف الدّوله بهجهت اراض خان مىبرم . از آنجا گذشته وارد قدمگاه شده اهالى آنجا اكثرى سادات و اهل صلاح مىباشند . مذكور ساختند كه در ايام سلف بيگجان كه امير بخارا بود اهالى اين صفحات را قتيل شمشير و جريح رماح و تير نمود و بقية السيف را نهب و اسير روانهء بخارا فرمود . معدودى كه از ما باقى مانده بود به توالد و تناسل كثرتى بهم رسانيده لكن از صدمات پىدرپى و لطمات متواتره چندان صدمه و لطمه بر ما وارد آمد كه بالمرّه از حيز انتفاع افتاديم . الحمد للّه از به دو طلوع نيّراين دولت روزافزون تاكنون نهچندان به امنيت و آسايش گذران كردهايم كه ما فوق آن به تصور گنجد . صغير و كبير ، برنا و پير چنان مستغرق بحر دعاگويى بودند كه دعاى دولت علّيه را واجبتر از اداى فرايض شمردندى و به شكرانه اين نعمت ، امنيت و رحمت و رفاهيّت عمر خود را مصروف داشتند . منزل بيست [ و ] چهارم شريف آباد كه شش فرسخ است رفته ، اهالى آنجا سيورسات دادند . از آنها قبول نكرده خود متحمل اخراجات آن منزل هم شده ، از آنجا حركت منزل پنجم وارد به ارض اقدس كه هفت فرسخ است گرديده ، در دو فرسخى شهر جمعى از جانب جناب آصف الدوله به استقبال آمده به عزت ما را وارد شهر ساخته منزل و مكان مناسب و مهماندار موافق معين فرموده مدت پانزده روز در تحت قبهء عرش قمّهء جناب على بن موسى الرضا عليه التحيه و الثّنا نايب الزّياره و دعاگوى دوام دولت جاويد عدّت بوديم . سبب توقف زياد آن بود كه دواب و مراكب خليل خواجه بالمرّه از قوّهء حركت بازمانده قرين فلاكت بودند . از اين فدوى خواهش نمود كه چند صباح جهت آسايش آنها توقف نمائيم ، ناچار مانديم . روز اول ورود جناب آصف الدّوله يك مجموعه شيرينى و كلّهقند جهت اين غلام و مانند آن به جهت خليل خواجه فرستادند و روزى هم سه تومان و نيم جهت اخراجات خليل خواجه و اخراجات