عز الدوله - ملكونوف

61

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )

پسر و ژرژ خيلى اظهار بندگى خود را به اعليحضرت شاهنشاهى پيغام كردند كه در تفليس به ما اظهار التفات و مهربانى بسيار فرمودند . امروز روز وداع اعليحضرت امپراطور بود . امشب به پطرزبورك تشريف فرما مىشوند . شاهزادگان هريك به طرفى ( ارشيدوك شارلوى ) برادر اعليحضرت امپراطور اطريش عرض بندگى با اعليحضرت شاهنشاهى پيغام كردند كه در اطريش به اولاد من اظهار التفات زياد فرمودند . و گراند دوسش - دوكنس تان‌تن پيغام دادند كه مهربانىهاى اعليحضرت شاهنشاه هرگز فراموش نمىشود . و گراند دوك نيكلا عرض سلام به شاه پيغام كردند . بعد اعليحضرت امپراطريس در آن اطاق مخصوص كه شاهزادگان جمع بودند ، نزديك شدند . دست داده اظهار لطف و وداع فرمودند . مىفرمودند به اعليحضرت شاهنشاهى مهربانى و دوستى ايشان را برسانم . بعد اعليحضرت امپراطور نزديك شدند ، دست دادند . خيلى اظهار مرحمت فرمودند . پيغام مىفرمودند كه به اعليحضرت شاهنشاه اظهار دوستى مرا برسانيد . من هم به قدر مقدور اظهار امتنان و تشكر مىكردم . بعد از وداع از اطاق بيرون آمديم ( با دارانسف ) وزير دربار دست داده ، خداحافظ كردم . با كولونل در كالسكه نشسته روانه منزل شديم . قدرى راحت نموده ، از تفريق اين جمع بسيار معزز محترم كه در هر فرقى چنين اجتماعى اگر ميسر بشود ، دلتنگ بودم . به جهت گراند دوك ميشل قيس يك قطعه عكس و يك كتاب شاه‌نامه به يادگار فرستادم . از براى بعضى - و مگر كه خواسته بودند - عكس فرستادم . شب را محض تفرج و رفع دلتنگى با وزير مختار به هر ميتاژ رفتم . كنت تالىشف و زيناديف را در گردش ملاقات كردم . بعد از تماشا يك ساعت از نصف شب گذشته ، به منزل مراجعت شد . يكشنبه چهارم شعبان و بيست و نهم مه ماه : امروز هم شاهزادگان بعضى مىروند . هوا قدرى گرم شده . به جهت زيناديف و ميرزا اسد الله خان بعضى چيزها به رسم هديه