عز الدوله - ملكونوف
52
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )
بعد امپراطريس ، بعد ساير برادرها و عموها تمام ميخ كوبيدند . يكشنبه بيستو هفتم رجب و بيست و دويم مه ماه : اول ظهر به بازديد مسيو كرس وزير دول خارجه رفتم . تا يك ساعت بعد از ظهر مشغول انجام فرمايشات همايونى شديم . از آنجا به عكاسخانه رفتيم . دو قسم عكس انداخته شد . بعد به بيرون شهر مسكو به گردش متوستن و موانو رفتم كه شهر مسكو از آنجا خوب نمايان است . دوشنبه بيستو هشتم رجب و بيستو سوم مه ماه : كاغذهاى مختصرى به تهران و همدان نوشته شد . امروز در ورسكل نيكى پارك به افواج پرابراژنسكى و سمنوسكى كه از عهد پطر كبير گرفته شده و عيد سال دو صدم آنها است ، دوازدههزار نفر را در روى ميز غذا دادند . شب به وعده شام پل در ساعت شش به كرملين خدمت اعليحضرت امپراطور رفتم . در سر ميزى كه بالاى سكو واقع شده بود ، هفتاد و دو نفر نشسته بودند . ميزهاى ديگر قريب پانصد و هشتاد و چهار نفر در تالار سنت الكساندر بونسكى رقص كردند . قريب دوهزارو پانصد نفر زن و مرد جمعيت كرده بودند . اول به رقص پلهتنه ابتدا شد ، آخر ماروزكا ، اعليحضرت امپراطور در سر ميزها گردش مىكردند . بعد از اتمام رقص به اطاقى كه شاهزادگان جمع مىشدند ، تشريف بردند . ميوه و بستنى آنجا آماده كرده بودند . اعليحضرت امپراطور از ظرفى كه در آن بستنى بود بهدست خود در گيلاس ريخته به من التفات فرمودند . امپراطريس و شاهزاده خانمها همه رقص كردند . يكى در رقص افتاد و گراند دوك - ولادمير شوخى مىكرد . پرنس دلامار دانمارك زياد مىرقصيد . عينك هم مىگذارد . در اين اطاق هم نيم ساعتى صحبت كردن طول كشيد . از نصف شب گذشته به منزلها مراجعت شد و مردم رفتند . سهشنبه بيستو نهم رجب و بيستو چهارم مه ماه : بعضى اعيان روس ديدن كردند . بعد از ناهار با ميرزا اسد الله