عز الدوله - ملكونوف

46

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )

و شاهزادگان داخل اطاق‌هاى ديگر شدند ، و از ميان جمعيت و مهمان‌هاى زيادى كه دعوت شده بودند ، مىگذشتند ، تا به اطاق آخر كراتوى تاماپالا ، تا قدرى مكث كرده ، دوباره مراجعت مىشد تا به اطاق اول مىرسيديم . آنجا بعد از چند دقيقه توقف ، ثانيا معاودت مىنمودند . و از ميان جمعيت كه در اطاق‌هاى ديگر پر بودند گذشته در اطاق آخرين باز مراجعت مىشد . در اين آمد و رفت با مردم اظهار مرحمت و مهربانى مىفرمودند . تا شش بار اين رقص را پ‌ل‌نز مى - گويند . بار ششم در اطاق اول امپراطور و امپراطريس به شاهزادگان دست داده خداحافظ [ ى ] فرمودند ، [ و ] به منزل رفتند . قريب به نصف شب بود كه به منزل معاودت شد چراغانى امشب به اعلى درجه بود در تمام شهر . سه‌شنبه بيست و دوم رجب و هفدهم مه ماه : بقيه بازديد شاهزادگان را امروز رفتيم ، در ساعت شش به شام و دعوت اعليحضرت امپراطور به كرملين رفتيم . موعودين منحصر به شاهزادگان روس و خارجه بودند . اعليحضرت امپراطريس امشب با من خيلى صحبت فرمود . با گراند دوك الكس و پرنسس ورا خيلى صحبت شد . در اطاق ديگر سه ماهى بزرگ آزاد از رودخانه ولگا گرفته آورده بودند ، در ميان حوض كوچك در وسط اطاق گذاشته بودند بعد از ساعتى صحبت و گردش اعليحضرت امپراطور با هريك دست داده ، خداحافظ فرمودند . به منزل مراجعت شد ، در ساعت هفت و نيم به دعوت بال خانه حكمران مسكو پرنس دالقور كف رفتيم . جمعيت خيلى بيش از گنجايش مجلس بود ، عبور در اطاق‌ها به صعوبت مىشد . اعليحضرت امپراطور و امپراطريس و شاهزادگان همه آمدند . اعليحضرت امپراطور و امپراطريس و شاهزادگان همه رقص كردند . تماشا كرديم . چراغانى آنشب تعريف و توصيف داشت . نصف شب مراجعت شد ، قدرى كسالت داشتم .