عز الدوله - ملكونوف
45
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )
عرض نمودم ، ميرزا عليخان ترجمه كرد . و نامه همايونى را رساندم . اعليحضرت امپراطور اظهار محبت و خشنودى و دوستى خود را نسبت به من فرموده ، از اجزاء سفارت فردافرد اسم برده ، با هريك اظهار التفات فرمودند . اعليحضرت امپراطور از سفر سابق ده سال قبل كه در ركاب اعليحضرت شاهنشاهى در لندن در مجالس مهمانى اعليحضرت امپراطور كه آن وقت وليعهد دولت روس بودند ، تشريف داشتند . در سر ميز در خدمتشان نزديك بودم . شناسائى سابقه خودشان را اظهار فرمودند . اعليحضرت امپراطور لباس ژنرالى « 29 » پوشيده ، كلاه قزاقى از پوست سياه در سر داشتند . و لباس سبز ناشى از ماهوت با چكمه بلند از چرم براق داشتند . اعليحضرت امپراطريس لباس سفيد پوشيده ، جواهرى كه ياقوت كبود تخمهاى آن بود ، زده بودند . تا من بيرون آمدم ، نامه اعليحضرت شاهنشاهى در دست اعليحضرت امپراطور بود . پس از آن مرخص شده ، بيرون آمديم . همراهان را به منزل فرستاديم . با كولونل به ديدن شاهزادگان عظام كه قبل از من به مسكو آمده بودند ، رفتيم ، كمتر ملاقات واقع شد . هرجا كارت نوشته گذاشته به منزل آمديم . شب در دعوت حضور امپراطور موعود بوديم ، در اين اطاق آخر كه روز اول شرفياب شديم ، امشب از در « 30 » ديگر داخل شديم . شاهزادگان روس و خارجه اغلب آمده بودند . گراند دوك ميشل پسرهاى خودشان را ثانيا معرفى نمودند . شاهزادگان خارجه هريك دست داده ، آشنائى مىدادند . شاهزاده خانمهاى روس هم هريك دست داده آشنائى دادند اعليحضرت امپراطور و امپراطريس در اين اطاق داخل شدند . و به جمع مهمانها دست داده ، احوالپرسى كردند . سواى وزير دربار دارانسف در اين اطاق كسى نبود . و او به هريك از شاهزادهگان شاهزاده خانمى را كه بايد دست گرفته رقص نمايد ، مىنمود . بعد امپراطور و امپراطريس
--> ( 29 ) - متن : ژنرال ( 30 ) - متن : درپ