عز الدوله - ملكونوف
44
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )
دوك ولادمير اسم مىبرد و آشنا مىنمود ، دست مىدادم . و احوال - پرسى شد . پرنس دالقور كف حكمران مسكو را معرفى فرمودند . دست دادم . بعد اجزاء سفارت كبرى را كه همه با لباس رسمى بودند به گراند دوك ولادمير معرفى كردم . پس از آن از جلو فوجى كه در كار صف كشيده بودند گذشته ، سه نفر كردويز نطق نمودند . پيشفنگ نموده بعد از كار بيرون آمده [ به ] كالسكه نشسته به عمارت اسكار - ياتين كه براى سفارت معين شده بود آمده ، در بالاى پله عمارت جناب واران سفداشكف وزير دربار كه از مخصوصين وزرا است ، با ژنرال ريختر ايستاده بودند . با آنها دست داده ، احوالپرسى نموده ، مرا به اطاق و منزل خود دلالت نموده ، مراجعت نمودند . پرنس ميجكف در اين وقت رسيد . اين عمارت از خانههاى « 27 » خوب مسكو است . درهاى آن به تورسكوى بولوار باز مىشود . خيابان خوبى است . در ساعت يازده كالسكه نشسته بعد از پانزده دقيقه راه به عمارت كرملين داخل شديم . چون روز قبل روز تاجگذارى بود ، امروز جمعيت بسيارى از گروه مختلف براى تهنيت جمع شده بودند . از اطاقهاى بزرگ سنت ژرژ و سنت الكساندر گذشته ، همه اطاقها پر از مردم بود . انواع لباسها و اونىفرمها ديده مىشد ، در اطاق آخر به قدر بيست و يك نفر سوارهنظام از جوانهاى خوب با اسلحه و لباس سفيد شمشير در دست قراول بودند . در « 28 » هر اطاقى دو نفر ازين سواره نظام در دو طرف در با شمشير برهنه ايستاده بودند . يك نفر عرب سياهچرده با لباس عربى - مصرى در آخرين را باز كرد كه اعليحضرت امپراطور و امپراطريس تنها روبروى در وسط اطاق ايستاده بودند . اعليحضرت امپراطور پيش آمده ، دست مرا گرفتند ، اظهار التفات فرمودند . از دريا و گزارشات راه استفسار فرمودند . من بعد از اظهار مراسم شكرگذارى و خوش گذشتن سفر ، خدمت و ماموريت خود را در تهنيت تاجگذارى از جانب مع الجوانب همايونى مفصلا به فارسى
--> ( 27 ) - متن : خانها ( 28 ) - متن : درب