اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

81

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

سبب مرض به خطا و جهل باشد ، حالت آنها بسى مانند آنست به اطبايى كه در افسانه‌ها گويند و چنين وصف [ و مانند ] كنند كه در تاريكى [ شخصى ] چوبى در دست دارد و بىتفاوت به يمين و يسار فرود آورد ، اگر به مريض رسد هلاكش كند ، و اگر به مرض خورد نجاتش دهد . علم جراحى آنها منحصر است به فصد و حجامت و داغ نهادن و گشودن بعضى از اورام خارجى و مرهم گذاشتن به زخمها و جابجا كردن استخوان ، چنانچه اگر در مفصل حركت و تبديل مكانى كرده باشد . و همين است و بس تمامى آنچه در اين فن از آن معمول است . چنين حالت جراحى اگر به مملكت ما آيد ، به روشنايى و هدايت علم تشريح راه نبرد . فن طبابت را در بلوكات و دهات ، اشخاصى متصدّى هستند كه همواره از دهى به دهى روند و گشت زنند و هميشه اجرت را پيش از مداوا گيرند . اگرچه در اين فن مهارتى و علم درستى ندارند ، اما به لاف و گزاف چنان سخن را به استادى و خاطر جمعى گويند كه عوام را فريب دهند و معتقد خود سازند و بعدا اظهار يأس نكنند و هرگز خطايى را به خود نگيرند . خورجين و كيسه‌اى همراه دارند كه در آن ، بعضى نباتات و سفافير و بعضى اسبابها باشد و بمحض ديدن بيمار ، شربتى يا معجونى به وى دهند و حجامت كنند و داغى نهند و مرهمى گذارند . يا مريض را به حمام فرستند و به او ورزش تجويز كنند . تمامى اين امور را بدون دليل و بدون تميز و تشخيص مرض اجرا كنند و كسى هم بازخواست نكند . از اين [ شارلاتانها ] و علم فروشان ، نوع ديگرى نيز در خارج شهرها و خود شهرها هستند كه بناى كار آنها بر عقايد باطلهء عوام الناس باشد ، آنها دراويش و ملانماها هستند كه آنها نيز در مداواى روحانى خود اجرت را پيش از معالجه گيرند . در اين باب آنچه خود در تجريش مشاهده كردم ، ذكر مىكنم . روزى كه از گشت مراجعت كرده و به منزل رسيديم ، چهار ساعت به ظهر مانده بود كه در بيرون از سراى خود ، درويشى در روى سجاده به هيأت مخصوص ، نشسته ديديم . جمعى از مردم ، وى را احاطه كرده بودند . اين درويش پيرى بود خوش رو و صورت كه ريش دراز و انبوهى داشت ، قلمدانى بسيار بزرگ به كمر زده ، به دستى قلمى گرفته و به دست ديگر كاغذهاى نوشته ، به زنان تقسيم مىكرد . از براى اينكه راه گذشتن به ما بدهد ، لمحه‌اى توقف كرديم . چون از خانه بيرون شديم ، پرسيديم كه اين مرد در ميان اين همه زنان چه مىكرد ، گفتند به هريكى از آنان قطعه‌اى نوشته مىداد كه بواسطه آن ، بيماريهاى آنها را علاج كرده و از همه ناخوشيها در آينده محفوظ شوند ، و قيمت هر قطعه از اين كاغذ را شش پول مىگيرد . اين عمل بيش از يك ساعت طول كشيد ، چون درويش از اهل تجريش نبود ، بايستى