اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

44

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

كاروانسراها هرقدر بزرگ باشد ، بيشتر از پنجاه اطاق نشيمن ندارد . چون هر كاروان اگر با هم برسند ، مجبور شوند كه چند نفرى در يك اطاق منزل كنند و يا در صفّه و طويله مقام نمايند و يا به بام بالا روند . در طويله و صحن كاروانسرا ، دويست مال و بيشتر توانندجاى داد . اگر علاوه بر گنجايش محل باشد ، ناچار در صحرا منزل كنند و به بام بالا روند . بواسطه كاروانسراها ، سفر در تمام مشرق زمين به ارزانى دست دهد و مسافرين را مخارج زياد نشود . به علت اينكه غير از كرايهء حمل و نقل ، تفاوتى در خرج براى حاضر و مسافر نباشد ، خرجى كه در حضر كنند ، در سفر هم به همان نحو خرج نمايند . تجّارى كه سفر تجارتى كنند ، همچنان زوّار مشاهد مقدّسه و حجاج و غيره‌اند و هرگز بيشتر از آنچه در خانهء خود براى نفس خويش ، اسب و مالى كه دارند خرج مىنمايند ، در سفر علاوه نكنند . طايفهء ارامنه كه بيشتر از ديگران مسافرت كنند ، خسّت و امساك را به درجه‌اى رسانيده‌اند كه پانصد يا ششصد فرسخ بيشتر سفر كنند ، و غير از نان خالى چيز ديگر نخورند . گاهى نان را با بعضى سبزيهاى [ ادويه‌هاى ] خشك كه از خانه به همراه آورده‌اند سائيده و صرف كنند . گاهى ميوه‌اى كه در آن فصل باشد ، بخرند و قدر قليلى پنير يا ماست بگيرند . اگر در شهرى توقف كنند ، شود كه برنج و گوشت نيز مصرف باشد . كرايهء حمل امتعهء تجارتى نيز بسيار ارزان باشد . به علت اينكه چهارپايان را چندان خرج نبود ، زيرا غالب اوقات در صحراها ، علف به مفت چرند و در كاروانسراها كاه و جو به قيمت نازل خورند . چنانچه سابق گفته شد ، اين قسم مخارج مسافرت سبب حمل‌ونقل امتعهء تجارتى در مسافات بعيده شده است . مثلًا از تبت و هندوستان و اسلامبول از راه خشكى متاع آورند ، بدون آنكه در قيمت و فروش تفاوتى فاحش پديد آيد . اين مطلب را به سهولت و در ميان ملل مختلف توان كرد . اگر دقت شود با وجود گمركخانه‌هاى زيادى كه در عرض راه نهاده‌اند و تفاوت قيمتى كه از چندين دست گذشتن ، بر امتعه وارد مىآيد ، باز در اسلامبول ، اجناس و امتعه‌اى كه از راه خشكى بدانجا رسيده است ، ارزان‌تر از امتعه‌اى است كه از راه دريا آورده شده و به لندن و آمستردام برند . 3 . شرح آثار قديمهء بيستون حال به بيستون برگرديم . چون به كنار رودخانه كوچكى كه از طرف شرقى كاروانسرا جارى بود ، رفتيم ، اول چيزى كه به نظر آورديم ، لوحه‌اى بود كه از سنگ تراشيده بودند و قطعاً