اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

41

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

فصل دوم از كرمانشاهان تا كاروانسراى شهر نو 1 . حركت از كرمانشاهان هشتم ژوئن 1796 / اواسط جوزاى 1211 هجرى ساعت هفت صبح از كرمانشاهان حركت شد . صاحب منصبى كه تا تهران مأمور بود همراه ما باشد ، با مترجم و دو نفر نوكر كه از بغداد گرفته بودم ، همراه ما بودند . تمامى مسافرين با بكاول « 1 » و نوكران از هر جهت هشت نفر بوديم . با اين جمعيت قليل سفر كرده ، بيمى از دزد و راهزن نداشتيم ، زيرا از هنگامى كه آغا محمد شاه صاحب سلطنت ايران شده ، به آسودگى تمام در مملكت ايران مىشود سفر كرد . در همهء راهها و كاروانسراها ، قرا سواران [ قره سواران ] مستحفظ ، در كمال سختى بودند . كلًا مىدانند كه اگر شخصى در اثناى راه گرفتار دزد گردد ، يا مالى از او به سرقت رود ، بعداً بخشايش به حول‌وحوش ساكنين در كار نيست . به‌علاوه [ بايد كليه اموال مسروقه گرفته شود ، و در مورد ] مستحفظين طرق ، جزايى غير از قتل نباشد . به هنگام بيرون آمدن از كرمانشاهان ، اول روى به جانب شرق و جنوب شرق حركت كرديم . بالاخره همان جهت مشرق را گرفتيم . از نزديكى « طاق بستان » كه ذكر آثار آن را كرديم ، گذشتيم . اين كوهى كه گفتيم در شمال و شرق اوست ، جلگه‌اى را كه كرمانشاهان در آن واقع

--> ( 1 ) . بكاول ( تركى : بقاول ) - مباشر تهيه غذا و آشاميدنى جهت شاهان و اميران