اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

42

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

است [ احاطه ] كرده و در اين محل نصف دايره احداث كرده و به جانب شرق كشيده شده است . قطعه‌اى كه در اين كوه رو به شمال است ، سزاوار دقت دانشمندان علم زمين شناسى است . اين كوه را « بيستون » نامند . فى الحقيقه تمامى اين كوه در بلندى و ارتفاع آن بيشتر از ششصد « تواز » « 2 » است كه در آن نقش و آثار قديمه است . « شهر نو » [ يا شهر جديد ] كه قريب به 18 ميل است ، كلًا از يك پارچه سنگ خارا و صخره صماء « 3 » تشكيل شده و همه جا [ به طور ] عمودى قطع گرديده است . علت اين قطعى با اين عظمت معلوم نگرديد ، زيرا هيچ اثرى از وجود كوه آتش فشان كه موجب چنين امورات است در اين كوهها ملاحظه نيفتاد ، و علامتى كه در زمين دامنهء كوه كه نشانهء تغيير و تبديل طبيعى باشد ، ديده نگرديد . كوههايى كه در محاذات اين جبال بودند ، آنها نيز از همين سنگها مركب بودند ، ليكن دامنهء هر يك از آنها سهل المرتفع بود . در يك فرسخى كرمانشاهان از آب قراسو گذشتيم و از پلى كه شش چشمه داشت ، عبور كرديم . در جانب راست ، به مسافت ، دهى بود موسوم به « پل شاه » كه بر روى آب قراسو بنا شده بود . مدتى در زمين هموار حركت كرديم ، بعد از زمانى صورت زمين تغيير كرد و به سه وجه شد . كوه بيستون همه جا در جانب چپ قرار داشت و كوههاى ديگر [ كه ] در بلندى كمتر و سنگلاخ بودند ، در جانب راست ما بودند . [ بعد ] به درّه‌اى شاداب داخل گرديديم كه رفته رفته وسيع و به جانب جنوب ممتد شد . بعد از هفت ساعت كه طى مسافت كرديم ، به كاروانسراى شهر نو فرود آمديم كه از كاروانيانى كه از همدان رسيده بود ، مملو شده بود . 2 . كاروانسراى شهر نو دهى كه موسوم به شهر نو بود ، سابق بر اين ، در اين محل بوده است . چنانچه « پيترو دلاواله » و « اوتر » و ساير سياحان ذكر كرده‌اند و اكنون چنان خراب شده كه به زحمت ديگر آثارى در آن توان يافت . كاروانسرايى در جهت غربى آن بنا شده كه به فاصله سيصد يا چهار صد قدم در نبش رودخانه واقع است . اين كاروانسرا بسيار وسيع و يكى از كاروانسراهاى خوب مملكت ايران بود . اين قسم از ابنيه ، بعد از مساجد جامع و عمارات دولتى از بهترين ابنيه‌هاى اين مملكت

--> ( 2 ) . 600 تواز ( Toisen ) - 3600 « پا » پاريسى است . ( 3 ) . صماء - سخت و محكم