اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

27

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

بزرگى متصل مىشود . از اين رودخانه ، به وسيلهء پلى بسيار خوب كه از آجر ساخته بودند ، عبور كرديم . فيما بين « قزل رباط » و « خانقين » نيز [ از ] تلّى كه سنگلاخ بود ، عبور كرديم . از وقتى كه از زمين مسطح سابق الذكر گذشتيم ، چنين مىنمايد كه رفته‌رفته رو به بالا مىرويم و ارتفاع زمين نيز بيشتر مىشود . بيست و چهارم ماه مه : بعد از شش ساعت و نيم كه طى مسافت كرديم و از چندين تلّ سنگلاخ گذشتيم ، بالاخره در قرب آثار شهر خرابه‌اى منزل كرديم ، كه تركها و ايرانيها قصرشيرين مىگويند ، و در يك جانبى همان شهر خرابه‌اى بود كه سابق گفتيم و موسوم به « قره‌سوئى » بود و نهرى در آن جارى بود « 12 » . اين نهر از كوههايى كه در روبروى ما بود ، مىآمد . كنارش مشحون از خربوزه و بيد بود . هنوز در قصر شيرين آثار و علامت حصار و باروى بسيار طولانى [ و قديمى ] مشهود است . از قرارى كه مىگفتند ، از بناهاى خسرو پرويز است كه از براى اقامت خود و « شيرين » ساخته است . بيست و پنجم ماه مه : [ در اين روز ] نيز شش ساعت و نيم راه رفتيم . باز از تلهاى سنگلاخى عبور كرديم . در راه همه‌جا رو به بالا بود . در طرف راست ما ، كوه كوچكى بود كه درختهاى جنگلى فراوان داشت . در كنار رودخانه قره‌سوئى ، در صحرايى كه مسافت بسيارى نداشت ، فرود آمديم . همهء اين صحرا ، زراعت و آبيارى شده بود . در روز حركت ما از بغداد ، همه‌جا [ مشغول درو جو بودند ] و گندم ، قريب رسيدن بود . بيست و ششم ماه مه : [ از كنار دهى كه موسوم به ] « سرپل » [ زهاب ] بود ، گذشتيم . در اينجا گمركخانه‌اى بود كه از هر بار سى پاره مطالبه مىكرد . با وجود داشتن « تذكره » و سفارشنامه ، از ما نيز [ اخذ كردند ] . در قرب ده ، تلّى سنگلاخ ديديم كه تنگه داشت و جاده از همان تنگه عبور مىكرد . رودخانهء كوچكى نيز از همان تنگه مىگذشت كه مظنون بود كه همان رودخانه ديروز باشد . در جوار اين تنگه آثار بسيارى از رسوم و اطلال « 13 » ملحوظ بود كه خبر مىداد در سوابق ايام ، در اينجا شهرى در كمال وسعت بوده است . در مسافت يك فرسخ از سرپل از تنگه‌اى گذشتيم كه بسيار تنگتر از اولى بود . آثار بقاياى ديوارى بسيار ضخيم ديده مىشد كه گويا اين تنگه را در قديم بواسطهء همان ديوار ، مسدود كرده بودند . تلّى كه اين تنگه از آن بريده شده [ بود ] ،

--> ( 12 ) . قصر شيرين ( كوشك شيرين ) مركز شهرستانى به همين نام در ناحيهء مرزى ايران كه به علت وجود خرابه‌هاى منسوب به دوران خسرو پرويز شهرت دارد . اين شهر در كنار الوند رود بنا شده است . ( 13 ) . اطلال - جايهاى برجسته و بلند از خانه‌هاى خراب