اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

28

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

بسيار مرتفع و از دو طرف صعب المسلك و بسيار سخت و مركب از سنگهاى صعب و متراكم بود . به قدر دو ساعت نيز راه رفتيم . از درّه كه تمام زراعت و حراثت شده بود ، گذشتيم . در دامنه كوهى بسيار مرتفع كه در كنار رودخانهء پهنى كه همان رودخانه « قره » بود ، فرود آمديم . كنار اين آب ، تمامى [ درخت ] بيد سبز شده بود . منبع اين رودخانه مسافت كمى دور تر از محل منزلگاه ما بود . در اينجا خاك عثمانى تمام شده بود و داخل خاك ايران گرديده بوديم . اين كوه مجاور را « جبل الطاق » مىناميدند . « اوتر » در سياحت خودش كه به خاك عثمانى و ايران كرده بود ، در مجلد [ سفرنامهء خود ] ، در صحيفه 170 ، اين كوه را « طاق ياغى » ناميده است ، همانى است كه قدما « زاغروس » [ زاگرس ] مىگفتند . بعد از صرف غذا دوباره به راه افتاديم . جاده بسى صعب المرور و خطرناك بود . در اكثر مواضع ، سنگ را تراشيده و راه باز كرده بودند . كاروانيان به قطار افتاده ، به نظام حركت مىكردند . خوف ديگرى هم داشتند ، به علت اينكه اين حوالى منزلگاه اكراد قطاع الطريق بود كه غالب اوقات متعرض كاروانيان مىشدند . اما ما را حادثه‌اى نرسيد . در بين راه اسب يكى از همراهان ، از روى سنگى لغزشى كرده و پايش بشكست ، به حالتى كه همراه بردن او ممكن نبود . پس حيوان بيچاره را از بالاى نشيب غلطاندند . در هنگام عبور در اثناى طريق ، آثارى از ابنيه قدما از مرمر مشاهده افتاد . چندانكه تفحّص كرديم ، خطى يا نقشى در آن نيافتيم كه بفهميم در چه تاريخ بنا شده است . هيچ شبهه‌اى از براى ما باقى نماند كه اين دربندى كه قدماى يونان به نام « زاغرى [ زاگرى ] پيلا » « 14 » مىناميدند همين محل است ، و سر پل همان « زاغرى پل » است كه به « س پل » محرّف « 15 » شده است . همين آثار ، آثار همان شهر بزرگى است كه در قرب بند مذكور بنا شده است و [ اكنون ] به همان اسم موسوم گرديده است . اين قريه كه در آن محل است ، چيزى كه قابل اعتنا باشد ، ندارد ، [ الّا از يك كاروانسرا و چند خانهء گلى ] كه مشتى از اكراد در آن مسكن دارند . هفت ساعت راه رفتيم . تمامى رو به بالا [ بود ] . در ميان دو قلّه كوه فرود آمديم كه هنوز برف در آنجا كمى باقى بود . شب سرد و با رطوبت بود . بيست و هفتم ماه مه : بعد از نيم فرسخ راه در علفزارى به جهت چراى چارپايان فرود آمديم .

--> ( 14 ) Zagri Pilae . ( 15 ) . محرّف - تغيير يافته