اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
20
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
حاجى خليل خان قزوينى را با ايلچى انگريز ملكم بهادر ، روانه هندوستان فرمودند . از [ براى ] ورود مشاراليه به بندر بمبئى ، [ لرد اوزلى ] انگريزى از جهت تعظيم و احترام دويست نفر سالدات [ سرباز ] هندى تعيين كرد كه نزد او باشند . اتفاقاً يكى از آن دويست نفر ، تفنگى بىموقع و خارج از نظام انداخته ، مستوجب تأديب نظامى شد . بعد از آن كه مشاراليه را به مقام تأديب آوردند ، كسان حاجى خليل خان به شفاعت برآمدند . از آنجا كه به لقب همديگر آشنا نبودند ، مقصود از ميان رفته ، كار به قيلوقال و نزاع و جدال انجاميد . حاجى خليل خان ، برآمد تا ببيند كه كار [ كيست ] . تفنگى در [ اين ميان ] آتش گرفته و به وى خورده و مقتول گرديد . لرد يلرسى ، سرمانسى را كه كارپرداز بصره بود ، به عذرخواهى به خدمت اعليحضرت خاقانى فرستاد . [ وى ] در سلطانيه شرف حضور يافته ، مورد التفات شد و محمد نبى خان خواهرزادهء حاجى خليل خان مقتول ، مأمور به سفارت گرديد . پس آنچه در مقدمه نوشته شد ، به نظر محض توهّم روزنامه نويسان مملكت فرانسه مىآيد . اگر هم صحّت داشته باشد ، بر مورخين ايرانى معلوم نشده است . « تيپو » عبارت است از تيپو سلطان يا فرمانفرماى دكن ، كه اين پادشاه پسر حيدر على صاحب است . در سنه هزار و هفتصد و چهل و نه مسيحى [ 1163 ق ] متولد و در تاريخ هزار و هفتصد و هشتاد و دو مسيحى [ 1197 ق ] ، بعد از پدر صاحب تاج و تخت شد . [ وى ] كمال عداوت را با انگريزها داشت ، و در همان اول جلوس خود ، به انگريزها اعلان حرب كرد . بعد از مدتى محاربه در سنهء هزار و هفتصد و هشتاد و چهار [ 1199 ق ] با انگليسيها صلح نمود . چون چند سال بعد ، با « راجه تراوانگور » بناى جنگ گذاشت ، دولت انگريز به حمايت راجهء مزبور برخاست . تيپو سلطان مغلوب گرديد و مجبور شد كه در پايتخت خود ، محصور شود . بالاخره نصف مملكت خود را بعلاوه هفتاد و پنج ميليون [ روپيه ] در سنهء هزار و هفتصد و نود و دو [ 1205 ق ] با دولت انگريز مصالحه كرد . هميشه در خيال انتقام اين ذلّت بود . بهر وسيلهاى كه تصور مىكرد ، مىخواست دشمن براى انگريز تحصيل نمايد ، چه در خارج و چه در هندوستان و چه در كابل . به همين واسطه مأمورى نزد ناپلئون كه در آن اوقات در مصر بود ، فرستاد و [ طلب ] استمداد كرد ، و در تصرف مملكت هندوستان ، فرانسويها را ترغيب كرد . اما چون حالت فرانسه در آن تاريخ خارج از توانستن اجراى اين مقاصد بود ، امرى صورت نگرفت . چون انگليسيها از اين حركات تيپو سلطان مطلع شدند ، مجدداً بناى حرب را گذاشتند و يك ماه پايتخت را محاصره كردند . چون شهر مفتوح گرديد ، روز چهارم ماه سال هزار و هفتصد و نود و نه [ 1214 ق ] تيپو سلطان اسلحهء حرب در دست ، مقتول گرديد .