اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
176
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
شدن مجاريهاى قنوات و بريده شدن بندها و نهرها گرديد . امروزه به قدر ربع آنچه در ايام سالفه « 6 » در ايران زراعت مىشد ، نيست . اگر زمانى ديگر هم اين تقليل نفوس به جهت انقلابات داخلى مستمر شود ، ايران عنقريب خالى از سكنه خواهد ماند . چنان كه در همين فصل ذكرى از آن كرديم . 4 . تجارت تجارت چنان كه در زمان سلاطين صفويه بود ، اكنون در ايران نيست . همه مىدانند كه در زمان سلطنت شاه عباس اول و سلاطين ديگر بعد از او ، تجارت به چه پايهاى از ترقى و ازدياد رسيده بود . ارامنه و هنود و يهود در اصفهان و شهرهاى ايران توطّن كرده ، از جميع مملكت هندوستان و جزاير محيط [ - اقيانوس ] هند ، امتعهء تجارى به ايران حمل كرده ، و يا از ايران به ممالك عثمانى و فرنگستان نقل كردهاند و مراودهء تجارتى ميان ايران و بلخ و بخارا و سمرقند و كشمير بشدّت بود . امتعهء اين ولايات و جميع تاتارستان و تبّت به ايران مىآمد و از آنجا به ممالك عثمانى و روسيه مىرفت . اهالى فرنگستان كه در اصفهان و شيراز و بنادر درياى فارس مسكن داشتند ، متصل امتعهء هندوستان و محصولات ارضيه از ايران به فرنگستان مىفرستادند . امروزه ديگر امتعهء هندوستان كه در سابق به ممالك عثمانى مىرفت ، از طريق ايران عبور نمىكند ، بلكه از هندوستان به خط مستقيم به بصره و بغداد رفته و از آنجا به موصل و حلب و شام حمل مىشود . از مملكت ايران مقدار بسيار كمى به مملكت عثمانى حمل امتعه مىگردد ، كه در حقيقت مثل هيچ است . يهود و هنود بالكله از ايران رفتهاند و مقدار كمى از ارامنه كه باقى ماندهاند ، آنها نيز به بلاى فقر و فاقه گرفتار شدهاند . اهالى فرنگستان نيز بتدريج مراودهء خود را از اين مملكت بريدهاند . تنها روسيه با ايران مراوده دارد كه آن هم از سوءظن آغا محمد شاه ، مىخواهد قطع شود . اگر حسن تدبير و عقل و كفايت شاه عباس اول به اعقاب و اخلاف وى مىرسيد ، اكنون ايران مركز تجارت و مراودهء تمام روى زمين با هندوستان بود و دولت انگريز [ انگليس ] هرگز [ صاحب ] اين اقتدار در هندوستان نمىشد ، زيرا ايران اولا ، و روسيه و عثمانى و ساير ملل فرنگستان ثانيا ، منع از اخلاق انگريزها به تجارت آنها مىكردند و او را قوهء مجادله با تمام روى زمين نبود .
--> ( 6 ) . سالفه ( مؤنث سالف ) - گذشته