اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

166

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

برشته نشود . لهذا نان تنورى بهتر از نان سنگك باشد . خبازان بازارى ، نان مانند نانهاى خانگى پزند و تنور آنها نيز مشابه تنور ايشان باشد و بسيار به چالاكى و چابكى كار كنند . در كمتر از ربع ساعت ، نان به تنور زنند و از تنور پخته بيرون آورند . در شهر موصل و در بعضى از شهرهاى ايران ، نان ، بسيار شايع و معمول ايرانيان است و ايرانيان مانند عثمانيان ، برنج را پلو ساخته و صرف نمايند و در اين قسم طعام ، تصرفات گوناگون كنند . رسم معمول و متعارف در پختن پلو اين است : برنج را اول در آب بجوشانند ، بعد در آبكش ريخته ، چند بارى با آب سرد بشويند ، تا لعاب آن برود . بعد از آن در ديگ ريخته ، دم كنند و روغن يا كره در روى آن بريزند . ادويه يا گاهى مغز بادام و زردآلوى خشك و كشمش و ماش نيز علاوه كنند و با زعفران و غيره رنگين سازند . گاه با ماست يا رب‌انار ، و رب‌ّآلبالو و غيره نيز صرف كنند . [ گاه نيز ] گوشت برّه يا مرغ و جوجه به ميان آن نهند . خورشتهاى خوب به الوان مختلف نيز در ايران پزند . كبابهاى گوناگون از گوشت برّه و مرغ و گوسفند ترتيب دهند . از حبوبات و ميوه‌ها نيز طعامهاى رنگارنگ سازند و بتوانند ميوه‌ها را در مدتى دراز تا اثناى سال نگهدارى كنند . در ساختن حلويّات و مرباها ، ايرانيان را مهارت تمام باشد كه در هيچ مملكتى من به آن خوبى ، نخوردم و نديدم ، غالب ميوه‌ها را با شكر ، مربّا مىسازند . مرباهاى بسيار نيز از هندوستان آورند . از آرد برنج ، شيرينيها و حلويّات و اقسام نانهاى برنجى سازند . از شكوفه‌ها و گلهاى معطر هم در شكر ، نوعى مربا ترتيب دهند و در شربتهايى كه صرف نمايند ، گلها و گياههاى معطره نيز در آن ريزند . امّا باوجود اين همه صفت ، در تنوع اطعمه - چنانچه سابق گفتيم و در كرمانشاهان ديديم - ايرانيان در سفرهء خود غذاى بسيار صرف نكنند ، و هميشه به چيز كم قناعت نمايند . در شبانه‌روز ، دو هنگام غذا خورند ؛ يكى ، يك ساعت تخمينا قبل از ظهر كه در اين نوبت غالبا با ميوه و حاضرى و مربا بگذرانند ، و ديگرى بعد از غروب آفتاب كه در اين مرتبه ، اكثرا گوشت و پلو صرف كنند .