اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

167

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

فصل دهم اوضاع اقتصادى و تشكيلات لشكرى 1 . علوم علوم و رسائل و آگاهى و دانش در هر مملكتى با قدر و اهتمام و اعتناى ملّت به شأن علوم ، متناسب باشد . در ايران هيچ لقبى بالاتر و رتبه‌اى والاتر از عالم بودن « 1 » ، و هيچ شغلى سودمندتر از اشتغال به تدريس نباشد . همچنان كه پيش از انقلابات داخلى هيچ كسى نبود كه مالك ثروتى باشد و تحصيل دانش و معارف نكند و از براى اولاد خود چندين قسم معلّم نياورد و روزى چند ساعتى خود را مشغول مطالعهء علوم ننمايد . در همه‌جا ، مدارس بسيار بوده است و از جانب پادشاه ، يا از طرف بانيان آن ، موقوفات كثيره‌اى نيز به جهت مخارج طلّاب و مدرّسين و صرف تعميرات ساليانهء آن تعيين مىشود . مخارج در اين مدارس ، به قدرى كم است كه هركسى كه استطاعت مخارج آوردن معلمين از براى اولاد خود نداشته باشد ، مىتواند به سهولت اولاد خود را به يكى از اين مدارس بفرستد و در آنجا ، جميع آنچه كه در آنجا مىآموزند ، بياموزد و خرج بسيار نكند . در اين مدارس ، مانند بلاد عثمانى ، نوشتن و خواندن تعليم نمايند . در مملكت عثمانى

--> ( 1 ) . در متن فارسى « علمانيت » و در اصل آلمانى كلمهء Gelehrter ( عالم ) به‌كار رفته است .