اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

165

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

در زمان صفويه ، بزرگان و متمولين كه باغستان انگور داشتندى و در خفا شراب انداختندى ، به سهولت و به بهانه‌اى كه انگور را به سبب خوردن در زمستان مىخواهيم ، حفظ مىكردند . امّا در مملكت عثمانى ، چون مملكت از غمّارى خدام و عبيد خود ايمن بودى ، در آن مملكت كسان به حكومت خبر مىدادند و شخص را گرفتار مىكردند . انگور در تمامى ايران به خوبى به عمل آيد . ايرانيان صنعت نگهدارى انگور تازه را براى مدّت هشت ماه دارند . به علاوه انگور را خشكانيده ، به هندوستان برند . ايرانيان انگور بسيار و به اقسام مختلف خورند . با نان و غذا صرف كنند ، يا « كلاچه » سازند . آب كلاچهء انگور ، شربتى بسيار خوب و خوش‌طعم است . از شيرهء انگور و برخى ميوه‌هاى ديگر ، مربّا نمايند . در شيراز و تمام ممالك جنوبى ايران ، شيرهء انگور را به غايت نيكو به عمل آورند كه در غالب موارد استعمال كمتر از قند نباشد . گمان مىكنم كه اگر در تصفيهء شيرهء انگور به طريق علمى رفتار نمايند ، قند بسيار خوبى توانند تحصيل كرد . امروزه در مملكت ايران ، بسيار كم شراب گيرند و اين هم نيست مگر در شيراز و اصفهان كه ارامنه زندگى كنند . امّا در ساير بلاد از ترس حكومت ، نتوانند در خانهء خود خمر ذخيره كنند . . . 6 . نان برنج و ساير اكول نانى كه در ايران صرف مىشود ، بهتر از نانى است كه در مملكت عثمانى به مصرف رسد . سفيد و خوب پخته و از آرد خالص گندم باشد و كمتر ديده شود كه آرد جو و غيره ، داخل داشته باشد . در تمامى شهرهاى ايران آسياب و دكان خبّازى هست . امّا باوجود اين ، سوءظن است كه هركدام را در خانه ، آسياب دستى و تنورى مخصوص نباشد كه خود آرد كرده و خمير نمايند و هر روز به جهت مصارف لازمهء خود ، نان نپزند . اين نوع تنور عبارت از خمى است كه سه ربع آن در زمين فروبرده شده است و به هنگام ضرورت ، افروخته و نان پزند ، و در وقت فراغت با طبقى سرش را بپوشانند . چون هيزم گران است ، اين تنور را با سرگين گاو و گوسفند و غيره و بوتهء گون و پوشال برنج و ساير خاروخاشاك بيفروزند . خميرى به كلفتى بيش از يك اصبع ، به ديوارهء آن بچسبانند و چون خوب پخته شود ، بيرون آورند . در اصفهان تنورهاى ديگرى است كه در سطح آن سنگ‌ريزه ريخته و در تابش آن ، خمير را بر روى سنگ پهن سازند تا پخته شود . امّا مانند نانى كه در تنور پخته گردد ، نباشد و درست