اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
162
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
تنباكو گذارند و [ آنگاه بر آن ] آتش نهاده ، بكشند و دود را از لولهء ديگر كه به اولى وصل كردهاند ، به دهان كشند . اين دود به واسطهء لولهء ديگرى كه در ميان آب است ، اول به ميان آب رفته و در آنجا تصفيه شده و بعد به دهان وارد گردد . اين قسم استعمال تنباكو ، چنانچه گفته شد ، به آلات و اسباب بسيارى محتاج است كه چپق عثمانيان به آن آلات و اسباب [ مجهز ] نيست . البته قليان براى مزاج مضرّترست ، به سبب اينكه در كشيدن ، محتاج به قوت زيادست و اين باعث رفتن دود به ريه شده و ريه را از دود پر كرده ، باعث مضرّات كثيره مىشود . بر خلاف [ آن ] چپق چون قوّتى نمىخواهد ، دود از فضاى دهان تجاوز نمىكند ، لهذا سالمترست . چون قليان را بكشند ، در نفس اول ، لامحال به سرفه گرفتار شوند . دود تنباكو در ميان اشخاصى كه بسيار هم معتاد باشند ، چون به ريه رسد ، موجب سرفهء سخت گردد . ايرانيان بعد از چند نفس كشيدن ، مجبور هستند كه فاصلهاى به ميان آورند ، تا قدرى آرام شوند . لهذا به همديگر تعارف مىكنند . ايرانيان مانند تركان عثمانى متصل چپق مىكشند و قليان نكشند . عادتا صبح و شام ، يك بار و در ميان روز [ بهطوركلى ] دو سه بار بكشند . بر خلاف عثمانيان كه از صبح تا شام چپق مىكشند و متمولين و بيكاران عثمانى ، مشغوليتى غير از چپق كشيدن و قهوه خوردن و يا تسبيح بازى كردن ندارند . چندين بار ديديم كه كسبهء اين ملت از خياط و زردوز و نجّار و آهنگر ، در اثناى اشتغال به كار نيز چپق را ول نكرده ، چپقى به بلندى دو ذرع در دهان دارند ، از جهتى دستها مشغول كار و دهان گرفتار چپق است و ناچار سر خود را به قسمى بايد بگيرند كه چپق از دهان ول نشود ، كه در اين حالت ، صورتى بسيار مضحك دارند . تنباكويى كه ايرانيان استعمال مىكنند ، همان است كه ما براى انفيه استعمال مىكنيم . بسيار سختتر از تنباكوى عثمانيان است . به علت اينكه برگ اين گياه را مىگذارند مىرسد و بعد مىچينند و تمام اجزاى گياه ، به علاوهء برگ نيز داخل آن باشد . لهذا بسيار تلخ و تند مىشود . بناچار پيش از استعمال با آب بشورند تا ملايمتر شود . اين گياه در شيراز به وفور عمل آيد و بسيار مشهور و معروف باشد و به قيمت گران دادوستد شود ؛ به شش تا ده پياستر در عثمانى خريد و فروش شود . تنباكوهاى ديگر تا يك پياستر ، براى هر باتمن « 19 » ارزش داشت . اصل قهوه از بلاد عرب است . در ايران ، در زمانى بسيار دور مستعمل بود و به اين
--> ( 19 ) . باتمن از واحدهاى وزن است . به صورت من يا باتمن در عصر قاجار ، تقريبا با همان ميزان ادوار گذشته ، مورد استفاده بوده است . براى آگاهى از روند تاريخى باتمن و من رجوع كنيد به : والتر هينس ، اوزان و مقياسها در اسلام ، ترجمهء غلامرضا ورهرام ( تهران ، 1367 ) .