اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

163

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

واسطه ، قهوه‌خانه‌ها داشته‌اند كه مردمان بيكار در آنجا گرد آمده و صحبت پولتيك [ سياست ] و شعر و قصه و حكايات و غيره مىداشتند ، و بازى شطرنج و غيره مىكردند . مسافرينى كه از مملكت ايران ديدن كرده‌اند ، از قهوه و قهوه‌خانه ذكر بسيار كرده‌اند ، پيش از آنكه در اروپا [ چنين اماكنى ] شناخته شود . قهوه‌خانهء اصفهان و ساير شهرهاى بزرگ ايرانيان - بنابر سياحان قديم كه بسيار نقل كرده‌اند - محل بسيار وسيعى بود كه گنبدى بزرگ و ستونهاى منقش و سقفهاى مزين داشته است . [ در آن ] پسران بسيار خوشگل ، لباسهاى مرغوب مانند دختران ماه‌پيكر پوشيده و به خدمت مشغول بودند . امّا امروزه از اين قهوه‌خانه‌ها نشانى نمانده است ، و جايى كه با اين نشان باشد ، مردم بسيار كم تردد كنند . اين به سبب انقلاباتى است كه در ايران واقع شده و لذا متروك گرديده است . چون مردم خاطرجمعى از محل گردآمدن و صحبت كردن نداشتند و مىترسيدند كه مبادا صحبت به‌جايى رسد كه موجب زيان حال و مال آنها شود ، لهذا ترك چنين محلها را كرده و رفته‌رفته شرب قهوه نيز متروك شده است . امّا در عثمانى روزبروز زيادى استعمال قهوه مىافزايند . در عثمانى ، مسلمانان و يونانيان و ارامنه و يهوديان ، تمامى در اثناى روز چندين بار صرف قهوه خالص نمايند . هيچ ملاقاتى واقع نشود كه در آن صرف قهوه به ميان نيايد . در ايران به هنگام ملاقات ، صرف شربت و شيرينيهاى معطر نمايند . عطريات سوزانند و قليان آورند ، امّا به ندرت قهوه بخورند . بسيارى از قهوه‌خانه‌ها كه امروزه در اصفهان ديده مىشود ، چيزى غير از ساقهء ترياك و شربت خشخاش و شربتى كه از برگ شاهدانج مىسازند ، به حاضرين نمىدهند . خوردن ترياك در تهران بسيار شايعتر از مملكت عثمانى است . امّا بسيار كم ديده مىشود اشخاصى كه به افراط استعمال ترياك نمايند . شخصى را كه به علت خوردن افيون تحقير نمايند ، به نام ترياكى خوانند . به اين ملاحظه ايران را مىشود با مملكت اروپا قياس كرد . خوردن شراب در مملكت اروپا شايع و بىمانع است ، امّا در مملكت عثمانى خوردن شراب ممنوع است . بهترين ترياكها را در سمت جنوبى ايران به عمل آورند . در حوالى اصفهان نيز ترياك استعمال نكنند . [ در آنجا ] اجزايى چند با آن مخلوط و ممزوج نمايند كه رفع مضرّات آن كرده و موجب قلت تخدير و سبب تقويت قلب شود . اجزاى اين مخلوط عبارت است از مشك ، عنبر ، ريشهء جوز ، جوز بوا « 20 » ، قاقله « 21 » و دارچين و ميخك و زعفران .

--> ( 20 ) . جوز بوا [ - جوز بويا جوز الطيب بسباسه ] ، ( Myristica Fragraus ) ( 21 ) . قاقله - هل