اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
159
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
باب احتراز دارند . انگشترهاى قيمتى فراوان به انگشتان كنند و زنجيرهاى طلا و نقره به گردن افكنند كه تا سينه آويخته باشد . سينهبند و كمربند را نيز از جواهرات سازند . پادشاه و بعضى از بزرگان را بازوبند جواهر [ نشان ] باشد . مقدسين ، جواهرات را در روى نقره نشانند كه استعمال طلا در شريعت اسلام ممنوع است . مع هذا از قيمت الماس و ساير سنگهاى قيمتى كاسته نشود . يكى از تجملات زياد در ايران اسلحه باشد كه در اين باب افراط نمايند و به قيمتهاى گزاف و بىاندازه و خارج از حدّ اعتدال ، خريدارى كنند . اگر شمشيرى و خنجرى به جودت جوهر مشهور گردد ، به قيمت پانزده و يا بيست و سى هزار پياستر ، ابتياع شود . هر پياستر تخمينا دو هزار دينار پول ايران است . بعضى از اوقات ، قيمت قبضهء آن بيشتر از خود شمشير و خنجر تمام شود ، زيرا دستهء آن غالبا مرصع به جواهرات از درجهء اعلا باشد . قبضهء طلا و نقره متعارف و معمول همه است . زنان بيشتر از مردان جواهرات با خود همراه دارند . تمام تن و پيكر به انواع پيرايههاى قيمتى آراسته است . بر سر ، جقّه ، و بر گردن قلادههاى ثمين و عصابههاى گرانبها بر جبين و سينه ، و رشتههاى مرواريد درشت و آبدار حمايل كنند . كمربندهاى مرصّع در كمر ، حلقههاى انگشترى الماس و ياقوت در انگشت ، و دستبندهاى جواهر در ساعد و ساق دارند و حاشيهء تمام زر ، در لباس دوزند . « 14 » مخارجى كه ايرانيان براى حرمسراى خود [ صرف ] مىكنند ، بيشتر از اتراك عثمانى است . بسيار كم اتفاق مىافتد كه اين مخارج به اندازهء وسعت و ثروت و شأن و رتبه و مناسب شغل و عمل شخص باشد . عدد زنان و ازدواج - چه يكى و چه چند نفر باشد - ، و نيز عدد كنيزان بىشمارست . از اين كنيزان ، آنان كه پير و بدشكل باشند ، بهجهت خدمت خانه نامزد باشند . آنان كه جوان و خوشگل باشند ، همواره در خيال همخوابگى با خواجگان بوده و طالب مىشوند كه همفراش وى شده تا صاحب اولاد شوند و كنيزان و خدمتكاران به خدمت خود گيرند و نظير يا مماش ازدواج ديگران شوند . مخارجى كه در آن صورت در حرمسرا مصرف مىشود ، از حد اعتدال متجاوز گردد . خاصه اگر مرد ، خوشخوى باشد ، ديگر حدى در توقعات زنان نيست . لباسهاى قيمتى و فاخر و جواهرات گرانبها و عطريات عاليه و نادر الوجود و اطعمهء لذيذ بايد به
--> ( 14 ) . حاشيهء زردوز يا ساده كه اصطلاحا « طراز » خوانده مىشود ، در ايران از همان قرون نخستين اسلامى متداول بوده است . در ايران باستان و در يونان و مصر نيز طراز بهكار مىرفت .