اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
15
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
هشت ميلادى [ 1213 ق ] كه فتحعلى شاه - كه اكنون پادشاه ايران است - عنان سلطنت را به دست گرفت ، هيچ چيز غير از انقلابات كه [ نصيب ] « 8 » اين بهترين مملكت آسيا مىشود ، مشهود نگرديده است . در اين مقدمه ، ما در صدد تفصيل اين وقايع نيستيم ، زيرا اين كتاب ، در مواضع خود مشروح است . با وجود اين وقايع وحشتانگيز كه مصنّف تحرير نموده [ است ] ، باز آنچه موجب اطلاع دانشمندان است ، از قبيل اخلاق و عادات ، زراعت و تجارت ، ماليات ، حالت قشون ، حالت بحريه ، علوم و صنايع ، تاريخ طبيعى ، و حالت حكومت ايران و غيره و غيره ، هيچ چيز را ترك و فروگذار نكردهايم . همچنين موازنهء ما بين ترك - مقصود ملت عثمانى است - و ايرانيها را در كمال دقت بيان نموديم كه با وجود مجاورت و مراودت ، اختلاف بين لباس و عادت و اعمال ، بسيار دارند . هم در اين قسمت از اين كتاب ، تفصيلى از اعراب گرمسير و صحراى عربستان ذكر كرديم . همچنين از اكراد و تركمان و تاتار و ازبك و غير ذلك . از طوايفى هم كه در انقلابات ايران مصدر اعمالى شدهاند ، شرحى نيز نگاشته [ شد ] . مسيو اوليويه ممكن بود كه بعضى وقايع [ مربوط ] به احوالات فتحعلى شاه را ذكر كند ، اما اطلاعاتى كه در اين باب تحصيل نموده بود ، چندان زياد نبود كه در كتاب درج شود . وى همه جا صداقت و صحّت را مطمح نظر خود نموده و به درستى سخن گفته [ است ] و راجع به او همين قدر مىتوان اكتفا نمود كه مبادى احوال اين شاهزاده و اميدوارى اهالى ايران را كه از سلطنت اين شاهزاده دارند ، ذكر كرد . چنين گفت كه چنين [ است ] « 9 » ، كه تا به حال به عدالت سلطنت مىكند و در داخله و خارجهء مملكت خود تمامى قوت و قدرت يد نصرت نشان خود را به عمل [ و ظهور ] آورده [ است ] . در روزنامهها خوانديم كه در همين چند سال [ پيش ] قشون فتحعلى شاه بعضى نتايج حسنه تحصيل نموده است ؛ و باز مطلع شديم كه سفيرى به حضور اعليحضرت امپراتور پادشاه ما مىفرستد كه عنقريب خواهد رسيد . از همين فقرهها بر نظامت اين پادشاه ايران ، توان شمرد .
--> گرفت و خاندان محمود و اشرف افغان حدود هفت سال بر بخشى از ايران حكومت كردند . اشرف به وسيله نادر از حكومت ساقط شد و در نتيجه افاغنه در رأس حكومت باقى نماندند ، امّا بسيارى از سپاهيان نادر را افغانها تشكيل مىدادند و تا اوايل حكومت قاجار تركان افغان در دستگاه رهبرى ايران باقى ماندند . ( 8 ) . به جاى « نصيب » در متن كلمه « موجب » آمده است . ( 9 ) . در متن « چنين ظاهر مىشود » آمده است .