اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

16

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

از اختيارات مندرجه در چندين روزنامه كه مطلع شديم ، گمان مىكنيم كه حدس مسيو اوليويه در حق اين پادشاه صائب بود . در روزنامه‌اى موسوم به « ژورنال دوپلاسر » ، كه از روزنامه‌اى آلمانى نقل كرده ، اين تفصيل ذيل مندرج است : فتحعلى شاه در سن سى و شش ، يا سى و هفت است . قد و قامت نيكو و موزون دارد . صاحب صورت زيبا و محترم است . داراى عقل مستقيم و رأى صائب و ملتفت نكات دقيقه ، طبق الوجه و حسن‌الخلق و زن‌دوست [ است ] . او ميل زيادى به اسب سوارى و شكار و ميدان كارزار دارد . صاحب چندين اولاد است . پسر بزرگتر او عباس ميرزا جانشين و قائم مقام اوست . پيشكارش ميرزا شفيع شخص بسيار آگاهى است . وزير بزرگ وى ، ميرزا رضا هميشه در تهران در پيش شاه است و شهرت وزراى كامل را دارد . فتحعلى شاه در مملكت خود سياست كامله را اجرا مىكند . شهرها امن و راهها منظّم و طبقات عسكريه و منتظم قشون وى بسيار ، و مركب از مردان دلير و جنگجو است ، ليكن به هيچوجه از قشون و مشق نظام اهل فرنگستان اطلاع ندارد . ايران امثال صاحب منصبانى مىخواهد كه قواعد اروپ را به داخل قشون ايران وارد كند . جميع نوشتجات در دربار پادشاهى ايران به زبان فارسى تحرير مىشود . اگرچه غالباً به زبان تركى محاوره مىنمايند . زبان اوساط « 10 » ناس اكثراً تركى است . در شامات و ساير بلاد مشرق زمين غير از لباس [ همان ] مملكت ، نمىشود در لباس ديگر ظاهر شد . بر خلاف [ آنجا ] در ايران بهتر است كه لباس شخص مسافر ، در شهر ظاهر شد . اما در حالت سفر به لباس ايرانى سفر كردن به صواب اقرب است ، زيرا سبب جلب انظار عامه نمىشود . چند روز بعد ، در روزنامه‌اى موسوم به « ژورنال دپارى » فقره‌اى نشر گرديد كه بهتر و كاملتر از آنچه بود كه سابق نوشته شده است و در آن از ايران و پادشاه وى سخن گويد كه ما در اينجا مختصرى از آن را نقل مىكنيم و آن اين است : فتحعلى شاه كه بعد از عم خود آغا محمد شاه معروف ، به تخت سلطنت جلوس كرد ، سلطنت خود را متزلزل يافت ، و ديد كه از اضطراب و انقلاباتى كه بعد از فوت نادر شاه به اين مملكت عارض گرديد ، باز هم آثار تزلزل در بلاد باقى است : مملكت باختر و آذربايجان تماماً در تحت اطاعت وى نيامده ؛ برادرش حسن قليخان تدارك و ترتيب آئين خلاف و شقاق مىنمايد ؛ صدر اعظم شهريار گذشته چنان مىماند كه خيال خيانت دارد . پس بايد رفتارى عاقلانه و با استحكام پيش گرفت . [ اما ] مملكت خراسان و غيره مطيع وى گشته [ است و وى ] وضعيت قدرت و قوت خود را به [ بقيه ] « 11 » جا رسانيده ، در كمال

--> ( 10 ) . اوساط - برگزيده ( 11 ) . در متن « همه جا » آمده است .