اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

148

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

از پشت اين درياچه تا كوه اورالك را بيشتر از پانزده ذرع از سطح درياى خزر مرتفعتر نمىداند . چنان مظنون است كه عقب رفتن آب درياى خزر ، در جهت شمال غربى و شمال ، و نيز شمال شرقى و مشرق است . به علت اينكه زمين در اين طرفها ، پست و هموارست . رودخانه‌هاى ترك ، كوما ، ولگا ، ژايك ، يمبا ، سيحون و جيحون خاك و اجزاى ارضيه‌اى كه به همراه مىآورند ، به اينجا مىريزند . مغان نيز كه در مغرب و در صحرايى صاف و هموار و ريگزارست ، ارتفاع كمى دارد . پس رفتن آب ، در اين طرف ، به سبب رودخانه‌هاى كر و ارس است . در اين زمين ، گوش‌ماهى و ساير اجساد بحريه فراوان است . در گيلان و مازندران محسوس است كه حصه‌اى از آنها از آب بيرون آمده و سطح زمين در آنجا پست و محصول‌خيز و خضب است . به سبب اينكه در دامنهء كوهها و جبال شامخه واقع شده است ، هميشه خاك [ كافى ] به وسيله‌اى از اين كوهها ، بر اين زمين مىرسد و موجب قابليت زمين مىشود . اگر آب دريا پس رود ، به مرور در اين حوالى خشكى ظاهر شود و زمينهاى لايق زراعت پيدا خواهد بود ، به شرط اينكه امطار ، نمك را از آن شسته و به دريا ريزند و زمين را از املاح بحريه پاك نمايند . مانند اراضيى كه ما بين رودخانهء دن و گويان واقع است . بغازى كه درياى خزر و سياه را [ در گذشته ] بهم متصل كرده بود ، از اين محل روان مىشده است . اين اراضى ، مشابه اراضى واقع در مصبهاى دانوب ، دنيپر و دنستير حاصلخيز نيست و مانند اراضى واقع بين ولگا ، ژايك و يمبا - كه املاح بحريه در آنها نيست - گوش‌ماهى ندارد و علفزارها و چمنهاى نيكو دارد . در اين صحرا ، طوايف تاتار و قالمبوق ، چراگاههايى بهر مواشى و گله‌هاى خود دارند . اكنون چون ملاحظه شود كه اين مقدار آب وافر به وسيلهء رودخانه‌هاى عظيم مانند ولگا ، ژايك ، يمبا ، كر ، ترك و بسيارى از رودخانه‌هاى كوچك و سيلابها از كوه قفقاز و گيلان و مازندران و خراسان بدين دريا ريخته مىشود ، به‌نظر خيلى مشكل مىآيد كه اين همه آب متحوّل به ابخره شده و فزونى در حجم آب دريا پديد نگردد . فزونى آبهاى درياى سياه به مرمره ريخته و توسط درياى سفيد به محيط مىپيوندد . امّا براى درياى خزر ، مخرجى ظاهر نيست . پس فزونى آبهاى آن به كجا مىرود ؟ بدين ملاحظه و [ نيز وضع فيزيكى و ] جسمى ، آب در خيال يافتن مخرجى از براى خود مىافتاد . دادسترويس نام ، افسانه‌نويس معروف ، دو گرداب در آن برشمرده و گفته كه در خليج گيلان واقع بوده است ، و چنان صدايى مهيب و هولناك دارد كه از پنج و شش فرسخى راه ، شنيده مىشود . او گمان مىكرد كه آبهاى درياى خزر در اين دو گرداب فروروند . بعضى از مسافرين ، حد سخن را دور تر برده ، و گفته‌اند كه اين گردابها را در قعر زمين ،