اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
119
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
است و قريب به يك ميل وسعت دارد . چون زمين پست و بلند است ، ديوارههايى از سنگ به ارتفاع قليلى به جهت نگهدارى خاك از ريزش ساختهاند [ كه به صورت ] دوازده قطعهء مفروزى « 27 » شكل گرديده كه تمامى پر از اشجار مثمره است . از اين قطعات به وسيلهء پلهايى چند ، مىتوان بالا رفت . در اين باغ نهرها و آبگيرها و فوارهها تمامى در حالت خرابى بودند . از زمان گذشته چندين كوشك و كاخ در نهايت زينت در آنجا بود كه اكنون غير از يكى ، كه آن هم خراب بود ، نديديم . باغ هزار جريب مقرى بوده است از براى تربيت ميوههاى نادر و كمياب ايران . چنانچه در زمان سلاطين صفويه ميوههاى لذيذ كمياب ايران در آنجا به كثرت ، وفور [ و وجود داشت ] . هر يك از قطعات باغ به مربعهاى بسيارى تقسيم شده بود ، و هر مربعى از يك نوع درخت مخصوص ، از ديگرى ممتاز بود . 7 . محصولات و آب و هواى ايران در ايران آراستن درختها به صورت مختلفهء چترى و غيره ، چنانچه در فرنگستان رسم است ، ندانند . اين صنعت آرايش اشجار بر اينها مجهول است . گرما به قدر كفايت در رسانيدن ميوهها و خوش طعمى و لذيذ كردن آنها مؤثر است . همچون مملكت ما ، چون محتاج به استعمال صنايع در اين باب نيستند ، پيوند زدن اشجار را هيچ ندانند و يا استعمال نكنند . در آرايش اشجار كمال اهمال را دارند ، چنانچه شاخه خشكيده را به زحمت برند . معهذا اگر گلابى و سيب را استثناء نماييم ، ساير ميوههاى ايران بهتر از ميوههاى مملكت ما باشد . با وجود اينكه فصل مقتضى نبود ، در باغ هزار جريب شفتالوهاى اعلا ديديم و قسمى نيز باشد كه درشت و بسى خوب كه هلو نامند . اما مدتى بود كه تمام شده بود . يك قسم هلوى سفيد نرمى كه قدرى ترشى داشت ، در فصل تابستان فراوان بود . در ميان آنها قسمى بود كه هلوى بخارائى مىگفتند كه در ذائقه ما بسيار لذيذ آمد و خيلى بهتر از مملكت ما بود . در تهران نيز از آن خورديم . انارهاى بسيار خوب از هر جنس ، ترش بادانه و بىدانه ديديم . جنس بىدانه بسيار درشت و لذيذ بود . « به » بسيار درشت و معطّر ديديم كه بسى اعلاتر از بههاى جنوب فرانسه بود . « خربزه » هاى اعلا و بسيار شيرين از هر رنگ و پررايحه ملاحظه افتاد . اين خربزهء
--> ( 27 ) . مفروز - كنگرهدار