اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

115

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

موجب طراوت و نضارت سبزه‌زارها و گلزارها مىشود . آب اين خيابان از طرف اين شهر منتهى به كاخى مىشود كه بسيار وسيع و خوشگل است كه شاه عباس ابتدا از براى زنان خود ، به عنوان تفرجگاهى ساخته بود ، ليكن بعدا اخلاف وى چنين منزل منزّهى را از براى مخدرات مناسب نديده و اين كاخ را براى سفراى خارجه قرار دادند . طرف مقابل اين خيابان به باغ سلطنتى منتهى مىشود كه موسوم به هزار جريب است كه عنقريب ذكرى از آن خواهيم كرد : اين قسمت از خيابان قدرى خراب شده ، اما بقيهء ديگر در كمال آراستگى باقى است . در وسط اين خيابان در جانب چپ ، چون از شهر به طرف پل آيند ، مسجدى محتشم ديديم و تمامى آن را گشتيم . بس بزرگ و باسليقهء خوب ساخته بودند . معمارى اين بنا در كمال حسن و سادگى بود . گنبدى عالى و از خارج مذّهب داشت . درهاى آن با مصرعى كه از دور به صفايح نقره‌ها كه در غايت صنعت ، منبّت‌كارى كرده بودند ، آراسته بود . به اين مسجد كه در سلطنت شاه حسين بنا شده بود ، مدرسه‌اى نيز ضميمه كرده بودند كه سى نفر مدرّس در اينجا منزل داشتند كه نه تنها فن نوشتن و خواندن و تعليم اطفال مىكردند ، بلكه درس حساب و هندسه و نجوم و هيأت و علم شرايع و مقدمات نحو و صرف و لغت عرب ، زبان فارسى و تركى ، انشاء و شعر و حكمت و غيره درس مىگفتند . چهار ده وقف مخارج اين مدرسه بود . به ما گفتند كه قريب به چهار پنج هزار طلاب داشت ، اما اكنون بيشتر از سيصد ، چهار صد نفر نبود . ميدان كه تمام سياحان ذكرى از آن كرده‌اند ، و شرحى مفصل در كتابهاى معروف « پيترودلاواله » ، « تاورنيه » و « شاردن » و چند نفر ديگر هست ، موضعى است كه هفتصد قدم متعارف از شمال طول و دويست و سى قدم از مشرق به مغرب عرض دارد كه تخمينا در پهنا يك بار و در طول يك و نيم از باغ عمارت « تريبونات » « 25 » پاريس بزرگتر است . عمارت سلطنتى در سمت مغرب اين ميدان ، تمامى اين جهت را گرفته است . در جهت شمال نيز عمارات عاليه مختلفه است . در يكى از آنها ساعتى است بزرگ كه شاه عباس آن را از « اورمزد » [ هرمز ] در هنگامى كه استرداد اين جزيره را از اهالى پرتكال [ پرتغال ] كرد ، آورده و نصب كرده است . در جانب ديگر نيز ابنيهء عاليه‌اى است كه در دو رتبه پست‌تر از عمارت سلطنتى هستند ، اما بسيار متناسب و ظريف‌اند .

--> ( 25 ) . Tribunates