اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

116

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

زمانى در اين ميدان نهرى با جدولى به عرض شش قدم بود كه در دور اينجا جريان داشت و بيست و پنج قدم از عمارات دور آن بوده است . در كنار اين جدول سرتاسر درختهاى چنار سايه‌افكن كاشته بودند كه اكنون نه از جدول ، و نه از چنار آثارى و علامتى به جاى مانده است . اما عمارت سلطنتى مرا چنان به‌نظر آمد كه چنين چيزى در فرنگستان نيست كه نظير و مماثل آن را توان داشت . از حيث صورت و وسعت بنا و بسيارى عدد و حسن منظر ، كاخها و كوشكها در اين باغ عظيم پراكنده هستند . همچنان از حسن صنعت كه در داخل بعضى از تالارها به كار برده‌اند ، هيچ مانندى ندارد . اين باغها منتهى مىشوند به خيابان چهارباغ كه به قدر ميلى بيشتر بعد دارد . ما تفصيلى از اين عمارت نگوييم . باوجود آنكه على التفصيل بايد گفته شود ، پس ما همين قدر بيان مىكنيم كه از حيث نقش عمارات ، تمامى بجا و در حالتى خوب و بىعيب باقى هستند . اما از حيث زينت و تجمّلات خارجى و اسباب و غيره آنچه بها و قيمتى و ارزشى داشته ، تمامى برده‌اند و چيزى باقى نيست . در اين باغ گلى ديديم كه از بزرگى آن متعجب شديم ، زيرا در حقيقت درختى بود او را « شجرة الورد چينى » يا « درخت چينى » مىگفتند . برگهايى انبوه داشت ، چترى بود ، و بلندى آن اقلا پانزده قدم بود و از شاخه‌هاى زياد تركيب يافته كه هر كدام از آن شاخه‌ها ، چهار پنج اصبع قطر داشتند . از قرارى كه گويند گل آن خوشه‌دار و سفيد و پر پر است ، امّا اكنون هيچ گلى نداشت . ميوه‌اى كه به‌جاى گلها بود ، سرخ رنگ و املس و پيكانى بود و حسن حالتى بر اين درخت داده بود . از تخم آن بسيار چيديم كه در باغ نباتات پاريس كاشته شود . تنها يكى از آنها به سعى و اهتمام مسيو « دوپونت » « 26 » به‌عمل آمد و گل داد . اين خود همان گلى [ است ] كه ما به نام « شكه » مىخوانيم و در فرانسه كاشته و به‌عمل آورده‌اند ، اما به بلندى آنچه در ايران ديديم ، نمىشود . اكثر بازار و كاروانسراها بسيار خوب بودند . اما خود شهر عموما بدساخت بود . خانه‌ها از خارج ، صورتى [ نيكو ] نداشتند . اگرچه از داخل ، خوب سزاوار بودند . بناى اين خانه‌ها تمامى از خشت و گل بود . غير از بازار و عمارات عاليه و مساجد و ابنيهء عمومى ، بناى ديگرى از آجر نبود . كوچه‌ها تنگ و كثيف و غير مفروش بود ، به قسمى كه چون باران آيد ، تمامى گل

--> ( 26 ) . Dupont