اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
114
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
بيش نبود ، گرفتار مصيبتها و مبتلاى فلاكتها شد . در ايام نادر شاه بسيارى از اموال و ثروت آن به تلف رفت . صنايع و تجارت خود را در كمال ضعف پس از نادر شاه ديد ، و زمان سقوط و تنزل خويش را به همان سرعت زمان ترقى خود مشاهده كرد و قبل و بعد از كريم خان ، عمارات عاليه را خراب و بازارهاى نيكوى خود را خالى و منهدم يافت . امروزه اصفهان را غير از رسوم و اطلال چيزى احاطه نكرده است . نه از عباسآباد كه محلهء معظّم و تمام قسمت غربى شهر را شامل و حاوى ، و بهترين و بزرگترين و خوش ساختترين محلات بود ، نشانى است و نه از محلهء گبرها كه در جانب جنوبى و طرف راست زايندهرود بود ، اثرى باقى است . در تمام جانب شرقى و تمام طرف شمالى در دايرهاى به قطر بيش از نيم فرسخ ، غير از خانههاى خراب و ديوارهاى شكسته و تلهاى خاك ، چيزى ديگر نمىبينى . اين شهر كه پيش از استيلاى افاغنه بيشتر از بيست و چهار ميل محيط دايرهء آن بود ، اكنون محل مسكون آن ، دايرهاى كه دو ميل قطر او باشد ، بيش نيست . اقل جمعيت آن را كه ششصد هزار نفر [ يا بيشتر ] گفته بودند ، حال علاوهبر پنجاه هزار نفس نيابى . اما خرابى به قسمى نيست كه نتوان استدلال بر اين كرد كه اين شهر در عظمت و شوكت ، تا چه مايهاى سزاوار ديدار سياحان آگاه بوده است . تمامى آنچه ديديم و شنيديم به ما محقق داشت كه در ايام سلطنت صفويه ، يكى از شهرهاى بسيار خوب و غنىترين و با جمعيتترين قطعهء آسيا بوده است . عمارت سلطنتى كه شاه عباس بنا نهاد ، در جنب ساير عمارات محتشم ، صورت برترى دارد . در مملكت ما چيزى نيست كه نظير باشد به وسعت ميدانهاى عمومى ، زينت مساجد و خوشگلى كاروانسراها و بازارهايى كه هنوز باقى است . در حسن معمارى پلها ، شخص به حيرت اندر شود . در فرنگستان مماثل آن جايى نيست كه سهولت عبور و پيادهرو ، حسن منظر در روز و اعتدال هوا در شب را آنچنان كه در آن است ، او را نيز باشد . چهارباغ ، اين خيابان مقبول كه مشحون است از درختهاى چنار ، در طرف غربى شهر واقع است كه از جانب جنوب تا آن سوى زايندهرود كشيده شده و بسى ممتازتر از خيابانهاى بسيار خوب مملكت ماست . همچنان از باغهاى خوشگل ما ، خوشگلتر است و سه هزار و دويست قدم طول و صد و ده قدم عرض دارد . در چهار صف ، درختان قوى هيكل سبز و خرّم با برگهاى انبوه است . خيابانى چنين و قدرى طولانىتر در وسط است كه شبيه است به خيابان « بولوار » ما . اما خيابان وسط از مال ما وسيعتر است . با سبزيها و گلهاى رنگارنگ از هر قبيل . جدولها و آبگيرها به صورتهاى مختلف است و هميشه آبها از زايندهرود در آن روان است و