اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

107

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

روزگار كه اكنون از قبور برخاسته‌اند ، دلهاى ما شرحه‌شرحه شد . به قدرى متألم و متأثر گرديديم كه نمىتوانستيم [ بيشتر ] ملاحظهء چنين صورتى كنيم . غير از تأسف ، چارهء ديگر نداشتيم كه اين هم چاره نبود . از طرف دهر و حوادث روزگار بسى اتفاق افتد كه شهرى به آتشى سوزد ، يا مالى غرق شود ، يا زلزله مملكتى را تمامى عاليها و سافلها سازد ، يا كوه آتش‌فشان سبب هلاك و انهدام مملكتى گردد ، امّا تمام اينها از آثار طبيعى است كه لازمهء قانون و رسميت اين كره خاكى كه منزل و مسكن ماست ، باشد . در هيچكدام از اين حوادث انسان را شكايتى از ابناى جنس خود نرود . اما در مملكتى كه حكومت استبداد ، صورت فرمانروايى گيرد و دشمن‌ترين ابناى جنس خود ، همان انسان باشد ، و هميشه مهياى هلاكت يكديگر شوند ، كسانى كه لازمهء مرتبه آنها ، حمايت پدرانه از حق ديگران است ، هم از بخت آنها تيغ به كف فرزندان خود نهاده ، به قتل همديگر فرمان دهند و به هلاكت يكديگر تريص كنند . اين بيچارگان به تحريك چنين [ افرادى ] ، كوركورانه به جانب هلاكت خود روند و در اتمام و انهدام خويش سعى و اهتمام كنند . پس در چنين احوالى ، چه خيال توان كرد . چه‌قدر دور است انسان از دانشى كه به آن فخر و امتياز دارد . روز هيجدهم : در اول طلوع صبح از قم بيرون آمديم و چهار ساعت در زمينى هموار كه از آبهاى بسيار مشروب بود ، و هيچ زراعتى نداشت ، حركت كرديم و تقريبا به قدر فرسخى از سلسلهء جبال ولكانيك - كه گفتيم در جانب غربى واقع بود - دور بوديم . روز را در كنار چشمه‌اى در پهلوى ده خرابه‌اى موسوم به « كند روت » گذرانيديم . دهى نيز در سر كوه نمايان بود كه حصارى داشت . اما اسمش را پرسيديم كه ندانستند . روز نوزدهم : از زمينى لم‌يزرع گذشتيم . عبور ما از پهلوى كوه ولكانيك كه در طرف راست بود ، مىشد . بعد داخل به زمينى شديم كه مشروب بود و نيم زارعتى داشت . چندين خرابه ديديم كه بعضى از آنها به كلى خراب نشده بود . بعد از يازده ساعت و نيم ، در كنار حصارى موسوم به « آبابه » فرود آمديم . اين حصار در روى سطحى كه كمى از زمين ارتفاع داشت ، واقع بود . ديوارى ضخيم از گل داشت و بيش از يك نفر آن هم در غايت فقر و پريشانى كسى ديگر در آنجا نبود و اين شخص هيچ آذوقه به ما نتوانست بدهد . 3 . توقف در كاشان روز بيستم : تا كاشان در زمين هموارى طى مسافت كرديم . بعد از هفت ساعت و نيم [ طى طريق ] ، به كاشان رسيديم . در اثناى طريق ، دهاتى چند ديديم كه خراب بود اما زمينها ،