ميرزا ابراهيم

37

سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى )

است كه گماشتگان دولت بهيهء روسيه به جهت حراست اموال تجار و ولايت از طايفهء ضالهء تركمانيه ، در آنجا ساكنند . و خانه و سربازخانه و حكيم‌خانه و قراولخانه و كليسا و انبار و دكان و توپخانه و قورخانه كلا را از چوب و نى به ترتيب و قاعدهء خودشان ساخته‌اند . و چهارصد نفر سرباز دارند كه همگى از عمل دريا و آهنگرى و نجارى و نانوائى و كشتىسازى و خانه‌سازى و توپچىگرى و سپاهى و غيره ، كاملند . بزرگشان ايوان لىخرف دريابيگى مىباشد كه روبه‌روى خانه‌اش چهار عراده توپ با قورخانه مىباشد كه اسمش ليكؤرن « 1 » است . و اين دريابيگى يك سگ سياه بزرگ دارد كه پشم او مثل پوست بخارائى است و پنج خوك بزرگ سياه و سفيد و ابلق در آنجا مىباشد . يكى [ از آنها ] دوازده بچه زائيده بود . و پشت خانهء كامپانى تازه ، قدرى صحرا و آب بود [ كه ] به حكم دريابيگى ، او را خشك كردند . و قبرستان ايشان در ميان كاله مىباشد [ كه ] مسافت [ آن ] يك فرسخ است . شش باب انبار و مكازين دارد كه اسباب پيرپاس‌گميها و آرد سياه و لباس سالدات « 2 » و قورخانه و عرق و شراب و ساير چيزها مىباشد كه مقابلش بيمارخانه و دواخانه مىباشد كه ده تخت جاى بيمار جداگانه با رختخواب و لباس كتان سفيد و ظرف « 3 » موجود است . و چهار نفر مستمر خدمت مريضها را مىنمايند و متوجه مىشوند . و چهار باب سربازخانه دارد [ كه ] بسيار خوب ، به قاعدهء روسيه ساخته‌اند ، كه تفنگها مثل آينه ، پهلوى هم چيده است . و شبها دور آشوراده را

--> ( 1 ) - به ضم كاف و سكون واو و راء و نون . ( 2 ) - در اصل : صالداد . ( 3 ) - در اصل : ضرف .