هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )
24
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )
مشغول كار و دادن اوامر و فرامين است ولى در عوض عايدات سرشارى دارد . با اينكه واليان و حكام با فرمان شاه بحكومت منصوب ميگردند ناچارند كه با صدراعظم بسازند و پيشكشهائى به او بدهند تا بخواستههاى خود موفق شوند زيرا كه اغلب رابطهاى با شخص شاه ندارند و بايد هميشه بتوسط صدراعظم به مقصود خود نائل گردند بنابراين بايد باندازهاى به او هدايا و پيشكش بدهند كه او را از خود راضى سازند و فرمان حكمرانى را از دست او بگيرند . به غير از صدراعظم وزراى ديگرى هم در دربار شاهى هستند و شاه همچنين تصور مىكند كه هرقدر عدهء وزرا بيشتر باشد بر اقتدار او افزوده مىشود و بهمينجهت است كه يكى ملقب بوزير جنگ و ديگرى وزير بيوتات سلطنتى و ديگرى وزير دواب و يا عدليه و يا خارجه و غيره است و با اينكه هيچگونه معدنى بجز فيروزه در اين كشور استخراج نميشود وزير معادنى هم در ميان وزرا خودنمائى مىكند . ترتيب اخذ ماليات و مداخل ترتيب اخذ ماليات فوقالعاده بىنظم است و تابع قوانين معين و اصول ثابتى نيست . حاكم برحسب ظاهر موظف است كه ماليات ايالت را گرفته بمركز بفرستد ولى مجاز است كه بطور دلخواه هرچه خواست از مردم بگيرد و چونوچرائى در مقابل طمع او در كار نيست . مبالغ زيادى بعنوان حق الحكومه با قوهء قهريه از سكنه ميگيرد . مبلغ حق الحكومه معمولا بيش از دو ثلث مالياتى است كه بايد بمركز بفرستد ، بعلاوه پولهاى ديگرى هم ميگيرد كه آنها را مداخل حكومتى مينامند . يكنفر اتريشى موسوم به بارون توفانستين ( Teufenstein ) كه معلوم نيست به چه علت بحكومت ولايت ساوه منصوب شده بود و در سنوات 1881 و 1882 اين ولايت را اداره ميكرد به من ميگفت كه حاكم قبل از او 25000 فرانك ماليات مرسوم براى شاه فرستاد ولى 80000 فرانك علاوه بر اين مبلغ رسمى از مردم گرفت و اين پولها را بعنوان مداخل بكيسهء خود ريخت . تمام تحصيلداران به همين ترتيب از مردم ماليات ميگيرند ، مثلا ضابط موظف است