هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )
12
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )
خواننده با رغبت مطالعه خواهد كرد ، خود او نيز به حد افراط عاشق و شيفته و دلباختهء صنعت مينياتور ايرانى است ، من آن توانائى قلم را ندارم كه مساعدتهاى او را نسبت بخودم آنطور كه بايد شرح دهم و تنها ذكر فروتنى و مهربانى كه از جمله صفات نيك اوست براى معرفيش كافى است . راجع بصنعت ظريف تذهيب و نقاشى كتب ايرانى بايد بلطف و مساعدت بى - اندازه موسيو « هانرى وور » ( Henri . Vever ) اشاره كنم كه عاشق بيقرار و شيفتهء آنها مىباشد و در جمع كردن اين آثار نهايت كوشش را به عمل آورده است ، او به من اجازه داد كه كلكسيونهايش را با دقت تماشا كنم و صفحات گرانبهاى كتب خطى فارسى او را با خود ببرم و عكسى از آنها بردارم و زينت كتاب خود نمايم . اين صفحات بقدرى نفيس و جالبتوجه هستند كه اشخاص باذوق با دادن طلاى زياد آنها را از دست يكديگر ميربايند . از جمع كنندگان آثار قديمى ايران كه همراهى آنها دربارهء فراهم نمودن تصاوير اين كتاب بسيار مفيد بوده يكى هم « آلبرت فيگدر » ( Albert Figdor ) از اهالى « وين » است كه با علو همت فطرى اجازهء نقل چندين نمونه از مجموعهء نفيس خود را به من داد . كلكسيون او معروف اشخاصى است كه شيفتهء آثار هنرى ايرانيان قديم هستند و من وظيفه دارم كه ازين مرد عالىهمت تشكر نمايم . نهايت امتنان را از موسيو « پل دستره » ( Paul D'Estree ) دارم كه اوقات تعطيل خود را صرف همراهى با من كرد تا اين كتاب را بطور شايسته بجامعه تقديم نمايم . اشخاصى كه بايران و صنايع ظريف آن دلبستگى دارند موسيو « المر » ( Olmer ) را خوب ميشناسند . اين مرد دانشمند فرانسوى سالهاى زياد با تسلط كامل فيزيك و شيمى را در دار الفنون تهران تدريس ميكرد . در ضمن مطالعهء اين كتاب غالبا به صفحاتى برميخوريد كه من از رسالهء گرانبهاى اين مرد دانشمند استخراج كردهام . اين رساله را « المر » در تحت عنوان « گزارش هيئت علمى در ايران ) نوشته و منتشر نموده است . اين رسالهء ساده نتيجهء چندين سال تفحصات اوست كه با حوصلهء زيادى آنها را